X
تبلیغات
مهندسی منابع طبیعی

مهندسی منابع طبیعی

دانشجویان جنگلداری دانشگاه آزاد نوشهر و چالوس

سوزنی برگان

گیاهانی که وجود دارن خیلی زیادن و انواع مختلفی دارن برا همین میان اونا رو بر اساس یه سری خصوصییات طبقه بندی میکنن تو این گیاهان گیاهانی هستن که برگهای باریک و سوزنی شکلی دارن که به اصلاح به اونا سوزنی برگان میگن که خودشون شامل انواع مختلفی از قبیل : کاج ها- آروکاریالها- پودوکاریالها-سروها و سرخدارها میشن.اول بریم سراغ گونه ای که فکر کنم همه ی شما تا حالا با بعضی از اونا رو تو پارکها و یا کنار خیابون و جاهای دیگه دیده باشین. تیره کاج خودش شامل 9 جنس و 76 گونه میشه البته تو تعیین تعداد جنس ها و گونه ها اختلاف نظر هایی وجود داره. همونطوری که گفتم کاجها دارای برگ های سوزنی شکلند و جز راسته مخروطیان به حساب میان و این بخاطر قسمت های مخروطی شکلیه که تو این گیاهان وجود داره که جزء اندام های زایشی گیاه به حساب میان. که البته مخروطهای نر و ماده با هم فرق میکنن. مخروطهای نر دارای فلس های کوچیکی هستن در پشت این فلس ها 2تا6 بساک قرار گرفته که گرده های گیاه داخل اونا قرار گرفته. مخروطهای ماده که فلس های خیلی زیادی دارن و دو تخمک روی هر کدوم از فلس های اونا قرار داره. در واقع این اندامها قسمتهای تولید مثل تو این گیاهان هستن که وقتی دانه ها میرسن فلس ها باز میشن و و دونه ها آزاد میشن و زندگی خودشون رو بطور مستقل شروع میکنن
اینم چند تا جنس مهم از تیره کاجها:

کاج ایرانی-کاج سلوستریس-کاج کاشفی- کاج نویل
همونطوری که گفتم این کاج ها رو میشه تو جاهای مختلفی دید ولی جایی که میشه این گیاهان رو به فراوانی پیدا کرد جنگل های سوزنی برگان هست که میشه گیاهان سوزنی برگ زیادی رو تو اونجا دید که این شامل کاجها نیز میشه. این جنگل ها که معمولا آب و هوای سردی دارن مناطق خیلی وسیعی از آلاسکا- کانادا- اسکاندیناوی وسیبری رو شامل میشن که یازده درصد سطح خشکی های روی زمین رو شامل میشن. خاک این جنگل ها اسیدیه و دارای عمق خاکیه پایین و حاصلخیزی کم. همونطور که گفتم این جنگل ها که به اونا جنگل های شمالی هم میگن اب و هوای سردی دارن اما چی باعث میشه که این گیاهان بتونن تو این سرما باقی بمونن؟

در واقع این گیاهان (سوزنی برگان) دارای ویژگی هایی هستن که باعث شده بتونن تو این هوای سرد نیز به زندگی (حیات) خوشون ادامه بدن. یکی از این ویژگی ها اینه که غلظت شیره سلولی تو اونا افزایش پیدا کرده که این باعث میشه که دمای انجماد تو این گیاهان کاهش پیدا کنه یکی دیگه سبز بودن برگ های اونایه تا حالا اسم گیاهان همیشه سبز رو شنیدید؟ حالا این سبز بودن چه سودی به حال اونا داره؟ باید بگم که این سبزی بخاطر وجود رنگدانه های کلروفیل تو برگهاشونه که باعث میشه در به محضی که شرایط مساعد شد به فتوسنتز خودشون ادامه بدن و یکی دیگه وجود همین برگهای سوزنیه که مقاومت بیشتری نسبت به سرما دارن و همینطور خاصییت انعطاف پذیریشون که باعث میشه که در صورتی که برف زیادی روی اونا قرار بگیره در اثر وزن برف خم میشن که این باعث ریخته شدن برف به روی زمین میشه و باعث میشه که براثر فشار ناشی از وزن برف شاخه های اونا نشکنه.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:14  توسط محسن علی اصغری  | 

پوسيدگی ريشه بند کفشی (علائم و نشانه ها ی بیماری)

در بیماری ریشه آرمیلاریا اگر فرد بتواند به ریشه درخت یا پایه آن برسد معمولا به سادگی قابل تشخیص است . یک پولاسکی ( شکل شماره 2 ) وسیله خوبی برای تشخیص ریشه های بیمار درختان است زیرا با یک طرف آن می توان زمین را کند و با طرف دیگر ریشه را قطع کرد .

علائم تاج : سرخشکیدگی شاخه ها و باریک شدن تاج از علائم معمول ریشه آرمیلاریا هستند اما آنها همچنین علائم سایر بیماری های ریشه و سایر بیماری های درخت نیز محسوب می شوند . در بعضی از سوزنی برگان زرد شدن یا قرمز شدن جوانه های برگ یا تولید مخروط های سنگین تر از حد معمول ممکن است دیده شود .

علائم اولیه : در برخی از گونه ها؛  قارچ ممکن است از ریشه به تنه داخلی انتقال یابد  و موجب شانکر بالای ریشه آلوده شود . در سوزنی برگ ها ی رزینی ، در اثر  تراوش رزین در مجاورت ریشه آلوده ، طوقه و پایه ساقه resinosis دیده می شود . 

 که این بهترین علامت بیماری ریشه آرمیلاریا است . در برخی موارد ریشه های پوسیده ممکن است کاملا اشکار باشد و یا ممکن است پوسیدگی داخلی طوقه نمایان گردد .  

گونه های آرمیلاریا موجب پوسیدگی سفید چوب می شود . در مقابل برعکس پوسیدگی قهوه ای در پوسیدگس سفید لیگنین ، پلی ساکارید ( سلولز ) ؛ همی سلولز در نهایت از بین می رود . به دلیل اینکه لیگنین قهوه ای چوب از بین رفته است چوب حالت رنگ بری شده و ظاهری سفید دارد و در طول پوسیدگی سلولز های دست نخورده به چوب حالت قیبری می دهد . یعنی تمرکز رگه ها واضح است . در عوض در پوسیدگی قهوه ای سلولز و همی سلولز در تمام پوب در مراحل اولیه دز پلی مرایز می شوند . و لیکنین تقزیبا بدون تغییر باقی می ماند در نتیجه چوب ساختار فیبری خود را در مراحل اولیه پوسیدگی قهوه ای از دست می دهد و به سادگی شکننده و خرد می شود و قهوه ای تر است .

 

 

چوبی که توسط گونه های آرمیلاریا فاسد شده است معمولا  اسفنجی ، چسبناک و احتمالا مرطوب است . رده های سیاهی که zone lines نامیده می شوند معمولا بر روی چوب های پوسیده شده دیده می شوند ،این خط ها در واقع صفحات حکاکی شده در چوب هستند ، گاهی اوقات آنها را صفحات pseudosclerotial می نامند . که تشکیل شده اند از سلول های قارچی تیره و ضخیم . آنها احتمالا در حفاظت از آرمیلاریا در برابر شرایط نامطلوب یا سایر قارچ ها یی که می خواهند سرزمین او را اشغل کنند( شامل سایر افراد گونه خودش )،  نقش بازی می کنند . چوب در حال پوسیدگی ممکن است درخشان باشد و نور کمرنگی که در تاریکی قابل مشاهده است را تولید کند .

علائم : سه علامت بیماری ریشه آرمیلاریا ممکن است در باغات دیده شود . هر کدام از انها که به درستی تشخیص داده شوند تائید کننده بیماری است .

Mycelial fans تقریبا همیشه در درختان آلود و تازه مرده حضور دارند . اینها حصیر های( mat) سفید میسلیوم قارچ در بین تنه و چوب هستند .

 

اگر چه ممکن است سایر قارچ ها هم Mycelial fans تولید کنند اما آنهایی که مربوط به گونه آرمیلاریا armilaria است عموما قابل توجه تر بوده و بوی قارچ می دهد  . معمولا الگوی بادبزن مانند دارند و در گونه های کوچکتر می توان آنها را پوست کند .

ریزومورف : ریزومورف ها معمولا با این آلودگی همراه هستند و بسته به گونه ارمیلاریا آنها ممکن است کم تعداد ، کوچک ، شکننده باشند . پیدا کردنشان مشکل باشد و یا فراوان باشند . آنها استوانه ای شکل( در خاک ) و یا پهن شده در زیر ریشه هستند و 1-5 میلیمتر قطر دارند .قهوه ای قرمز تا سیاهند .  شاخه شاخه هستند و سرشان در زمان رشد کرم رنگ است . بافت داخلی میسلیوم سفید رنک است اما ممکن است با افزایش سن آفتاب سوخته شود . ریزومورف ها اغلب به ریشه های آلوده می چشبند اما ممکن است به سطح ریشه های آلوده نشده هم بچسبند . گرچه سایر قارچ ها نیز طناب های mycelial  و ریزومورف تولید می کنند اما من تا به حال نشنیده ام که ریزومورف های هیچ گونه ای با ریزومورف های آرمیلاریا armilaria اشتباه گرفته شود . بلکه بیشتر احتمال می رود با ریشه های درختان اشتباه گرفته شوند . حتی کارگران با تجربه گاهی باید آنها را با دقت برسی کنند تا تشخیص بدهند که آیا ریزومورف هستند یا نه . 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:3  توسط محسن علی اصغری  | 

بيماری : بيماری ريشه آرميلاريا ؛ پوسيدگی ريشه بند کفشی

PATHOGEN: armilaria sp .

معمولا یکی از مهمترین بیماری های درختان در مناطق معتدل جهان است . این بیماری در جنگل های بومی ، جنگل های کاشته شده ، باغات میوه ، تاکستان ها و فضای سبز شهری دیده می شود . همچنین ممکن است در گیاهان غیر چوبی  ایجاد شود . این بیماری خسارت های فراوانی را در بخش های معتدل امریکای شمالی ، اروپا ف آسیا ، ژاپن ، آفریقای جنوبی ،استرالیا و نیوزلند و هر جای دیگر به بار می آورد .

این بیماری همچنین در بعضی از مناطق حاه شامل بخش حاره آفریقا ، آمریکای جنوبی و سریلانکا رخ می دهد . اما در بسیاری از مناطق به شدت مناطق معتدل نیست و فقط در ارتفاعات رخ می دهد .

رشته های کوچک مانند قارچ شناسی و بیماری شناسی جنگل می توانند زیر و رو شوند وقتی که خبری به رسانه های گروهی می رسد . این اتفاقی بود که در سال 1992 رخ داد وقتی یک مقاله ی علمی چاپ شد در باره توانایی Armillaria gallica در تشکیل کلنی های بسیار بزرگ ، یا genets . همه اینها زمانی اتفاق افتاد که رسانه های گروهی این موضوع را با عبارت Humongous fungus   مرتبط ساختند و برنامه های زیادی در مورد آن ساخته شد . این موضوع به تیتر اول روزنامه نیویورک تایمز ، گزارش خبری شبکه ABC به گزارشگری پیتر جنینگس و برنامه Top Ten  دیوید لترمن و برنامه های بسیار دیگر بدل شد .  حتی در این مورد یک صفحه اینترنت  هم ساخته شد .

جفت های بزرگتری هم پیدا شده است و بزرگترین آنها تا کنون در اورگان شرقی یافت شده است که حدود 900 هکتار است بر آورد میشود بیش از 2400 سال عمر داشته باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 21:1  توسط محسن علی اصغری  | 

بررسی چند جنس درختی


 


تصویر

جنس اولموس یا اوجا یا تصویرنارون

دارای گونه‌های متعددی است که تقریبا همه آنها در نیمکره شمالی انتشار دارند. این درختان دارای پوستی بسیار ضخیم ، برگهای ساده با دندانه‌های تیز و پهنکی با کناره پایینی نامتقارن است. گلها در این جنس نر ماده و همان اختصاص مربوط به تیره اولماسه را دارند. تنها تیره‌ای است که این اختصاص را در راسته گزنه دارد. در طایفه سلتیده علاوه بر گلهای نر ماده گلهای پلی گام نیز دیده می‌شود.

این امر نشان می‌دهد که تک جنسی بودن گل در راسته گزنه یک صفت ابتدایی و کهن نیست، بلکه صفتی ثانوی است. گل آذین گرزنی ، متراکم ، تقریبا کروی و در آغاز بهار روی شاخه‌های سال قبل و در اثر رشد جوانه‌های واقع در بغل برگهای ریخته شده سال قبل حاصل می‌شود. گلها پنج پر هستند. جنس الموس در ایران دارای 4 گونه است.

گونه الموس کارپینی فولیا (اوجا)

درختی است که در نقاط مختلف ایران نامهای متفاوتی دارد. برگهای این درخت تخم مرغی شکل با پهنک نامتقارن بوده و سطح آن زبر و در حاشیه دندانه‌های مضاعف داشته و فاقد کرک یا کمی کرک‌دار است. گلها دارای دم گل کوتاه و به صورت دسته جمعی هستند. این درخت در تهران ، جنگلهای شمالی ایران ، جلگله‌های ساحلی دریای مازندران و گیلان و ارسباران انتشار دارد.



تصویر

گونه الموس دنسا یا نارون چتری

این درخت نسبتا بلند دارای شاخه‌های انبوه با تاجی کروی شکل و زیبا و برگهایی انبوه به رنگ سبز تیره و شاخه‌هایی صاف و خاکستری رنگ است. این درخت بیشتر به عنوان سایه‌گستر معروف است و در اغلب شهرهای ایران کاشته می‌شود.

گونه الموس مونتانا یا ملج

برگهای این درخت بیضی شکل و میوه آن به شکل بیضی یا تخم مرغی و محتوی یک دانه در وسط است. چوب درخت ملج در صنایع دستی و روستایی مصارف گوناگون دارد. این درخت بومی جنگلهای سواحل دریای خزر است.



تصویر

جنس سلتیس یا داغداغان

تقریبا 60 گونه از آن در تمام دنیا انتشار دارد. گلهای پلی‌گام با تخمک مستقیم و جنین خمیده دارند. گلها منفرد در طول ساقه پراکنده ، کاسه در آنها شامل 2 تا 5 قسمت مقعر و دارای 5 تا 6 پرچم و دو کلاله دراز هستند. میوه شفت مانند و محتوی یک هسته است. گرچه میوه داغداغان که شفت مانند است طبیعتا نباید قدرت پراکنش فندقه‌های بالدار نارون را داشته باشد.

ولی این درخت نیز غالبا در خشکی در جزایر دوردست نیز انتشار دارد و عامل این پراکنش ، بیولوژیکی است. بدین ترتیب که پرندگانی که از میوه آن استفاده می‌کنند هسته هضم نشده در معده آنها باقی می‌ماند و هنگام مهاجرت به جزایر دوردست اقیانوسها آن را حمل می‌کنند و در آنجا باعث انتشار درخت مزبور می‌شوند. در ایران داغداغان دارای 3 گونه است. که یکی از گونه‌ها به اختصار توضیح داده می‌شود.

گونه سلتیس اوسترالیس یا داغداغان

این درخت در جنگلهای شمال ایران تقریبا دور از ساحل انتشار دارد. برگهای داغداغان تخم مرغی شکل و در انتها حالتی کشیده دارد و پشت آنها از کرکهای نرم و مخملی پوشیده شده است. میوه این درخت سیاه و کروی شکل است. این درخت در نقاط مختلف دارای نامهای محلی مختلف است.



تصویر

جنس زلکوا یا درخت آزاد

این جنس دارای چهار گونه درختی است که در چین شمالی ، ژاپن و قفقاز و ایران انتشار دارد. گونه منحصر به فرد ایرانی این درخت زلکوآ کرناتا است که به درخت آزاد موسوم است. این درخت در تمام جنگلهای شمالی وجود دارد. در جنگلهای کردستان و همچنین در جنگلهای جنوب غربی نیز پایه‌هایی از آن مشاهده می‌شود. چوب این درخت پرتوان ، محکم و قابل ارتجاع است و در صنایع روستایی زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد. برگ این درخت متناوب ، ولی روی دو خط طولی موازی ، بر روی شاخه‌ها قرار گرفته و حاشیه آن دارای دندانه‌های ریز کمانی است.

گلهای نر در بن شاخه‌های بی‌برگ سال پیش توده‌های کروی شکل تشکیل می‌دهند. گلهای ماده ، سفید و بی‌بو هستند. میوه فندقه ولی در آغاز شفت مانند است و بتدریج خشک می‌شود. سطح میوه صاف یا چین‌دار است و در راس آن دو کلاله به صورت دو شاخ باقی می‌ماند. درخت آزاد در نقاط مختلف شمال و همچنین در غرب و جنوب ایران دارای نامهای مختلف محلی است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 23:48  توسط محسن علی اصغری  | 

دانشگاه های کشور و دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی


موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی
دانشگاه صنعتی شاهرود
دانشگاه علوم پزشکی تبریز
دانشگاه سمنان
دانشگاه امام صادق
دانشگاه یزد
موسسه قلم چی
دانشگاه پیام نور
دانشگاه علوم صنعتی کرمان
دانشگاه شهید بهشتی
دانشگاه تبریز
دانشگاه علوم پزشكی و خدمات درمانی ایران
دانشگاه علوم پزشكی و خدمات درمانی تهران
دانشگاه آزاد اسلامی-تهران جنوب
دانشگاه آزاد اسلامی-تهران مركز
دانشگاه الزهرا
دانشگاه صنعتی امیركبیر
دانشگاه بوعلی سینا
دانشگاه شهید چمران اهواز
دانشگاه علم وصنعت ایران
دانشگاه اصفهان
دانشگاه گیلان
دانشگاه شیراز
دانشگاه فردوسی مشهد
دانشگاه تربیت مدرس
دانشگاه تهران
دانشگاه خواجه نصیرالدین توسی
دانشگاه صنعتی شریف
(قطب علمی)دانشگاه فردوسی مشهد: دانشکده کشاورزی: گروه زراعت
دانشگاه شهید چمران اهواز: دانشکده کشاورزی
دانشگاه شهید چمران اهواز: مجتمع آموزش عالی کشاورزی ملاثانی
دانشگاه تربیت مدرس: گروه اقتصاد کشاورزی
مركزآموزش عالی امام خمینی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 22:12  توسط محسن علی اصغری  | 

نگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند.
حداقل سطحي كه براي تشكيل جنگل از نظر علمي لازم است بسته به نوع گونه درختي ، شرايط محيطي و غيره تغيير مي كند. اين مساحت در شرايط معمولي حداقل 3/0 هكتار ( 3 هزار متر مربع ) است. واژه « جنگل » از زبان سنسكريت است و به اكثر زبانهاي اروپايي نيز وارده شده است و معناي جنگل طبيعي و بكر را مي دهد. جنگل بسته به نوع پيدايش آن و خصوصيات ساختاري به جنگل بكر ، جنگل طبيعي ، جنگل مصنوعي يا جنگل دست كاشت طبقه بندي مي شود.
جنگل بكر يا جنگل دست نخورده ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان بوجود آمده است و تركيب گونه هاي درختي و درختچه اي و علفي آن طوري است كه وضعيت كاملاً طبيعي را نشان مي دهد .چوب و ساير فرآورده هاي توليد شده در جنگل بكر در همان سيستم طبيعي تجزيه شده و به خود جنگل بر مي گردد. بعبارت ديگر از جنگل بكر هيچ گونه موادي ( زنده يا غير زنده ) به خارج از آن حمل نمي شود.
رويش چوبي جنگلهاي بكر كه به حالت تعادل رسيده باشند عملاً صفر است ، يعني همان قدر كه چوب و ساير مواد آلي توليد مي شود همان قدر هم تجزيه مي شود و يا مي پوسد. بعبارت ديگر چرخه رفت و بازگشت مواد در يك جنگل بكر چرخه اي بسته است.
در جنگل بكر بين توليد كنندگان ( گياهان ) ، مصرف كنندگان ( جانوران ) و تجزيه كنندگان ( جانوران ريز ) يك اشتراك حياتي متقابل و پايدار برقرار است . جنگل هاي بكر از تنوع زيستي بالايي برخوردارند و داراي اطلاعات ژنتيكي ارزشمندي هستند كه تا به امروز بسياري از اين اطلاعات كشف نشده است . امروزه ارزش جنگلهاي بكر بسيار زياد است هر چند كه متاسفانه روند تخريب كمي و كيفي آنها در دنيا روبه افزايش است.
امروزه سعي بر اين است كه جنگلهاي بكر باقي مانده بر روي كره زمين را حفظ و از آنها بعنوان ذخيره گاههاي اطلاعات ژنتيكي و تنوع زيستي استفاده شود. امروزه تبديل جنگلهاي بكر به جنگلهاي صنعتي قابل توجيه نيست و نگهداري آنها حتي از نظر اقتصادي نيز قابل توجيه است.
جنگل طبيعي ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان به وجود آمده است ولي انسان به طور مستقيم يا غير مستقيم در آن دخالت ( بهره برداري ) كرده است .
جنگلهاي بكر دست خورده و بهره برداري شده تبديل به جنگلهاي طبيعي مي شوند. بعبارت ديگر جنگلهاي طبيعي جنگلهاي بكر دست خورده هستند. تركيب درختان و سن آنها و تنوع گونه هاي گياهي و جانوري در يك جنگل طبيعي با جنگل بكر متفاوت است و عموماً جنگل طبيعي از نظر زيست محيطي فقيرتر از جنگل بكر است.با وجود اين جنگلهاي طبيعي قادرند چشم اندازهاي طبيعي هر منطقه را حفظ كرده و در اكثر موارد از جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت غني تر و پايدارتر باشند.
جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت يا جنگل انسان ساخت جنگلي است كه به دست انسان و با هدف مشخصي ايجاد شده است و هدف از ايجاد آن توليد چوب، ايجاد مناظر طبيعي ، ‌حفظ آب و خاك ، ايجاد مناطق تفريحي و تفرجي و غيره است.
جنگل مصنوعي معمولاً به صورت نهالكاري (درختكاري) به وجود مي آيد، هر چند اين جنگلها را مي توان با كاشت بذر نيز به وجود آورد. تجربه نشان داده است جنگلهاي مصنوعي كه با اين روش به وجود آمده اند پايدار و نزديك تر به جنگلهاي طبيعي هستند. جنگل مصنوعي كه با قلمه ايجاد شده ، قلمستان ناميده مي شود ( مثل قلمستان هاي صنوبر در بسياري از نقاط كشور ) البته بايد متذكر شد كه قلمستان ها در اكثر نقاط دنيا از نظر حقوقي جزو جنگلها محسوب نمي شوند. امروزه ايجاد جنگلهاي مصنوعي در دنيا از اهميت بالايي برخودار است چرا كه به افزايش نياز چوبي در جهان پاسخ مي دهد.
چنانچه جنگلهايي در زمين هاي زراعي و باير با هدف توليد چوب با استفاده از روشهاي پيشرفته زراعي از قبيل شخم زدن ، كود دادن و غيره ايجاد شده باشد به آن زراعت چوب اطلاق مي شود. حجم زراعت چوب در زمينهاي غير جنگلي در تمام دنيا در حال افزايش است.
علاوه بر سه نوع جنگلي كه تعاريف آن ذكر شد در كشور ما از اصطلاح « بيشه » هم استفاده مي شود. ما بيشه را معمولاً براي پوشش هاي گياهي به كار مي بريم كه اطراف رودخانه و شيار دره ها در مناطق خشك ظاهر مي شوند. اين واژه به تجمع درختچه ها در نيزارها نيز اطلاق مي شود.

پيدايش جنگل و طبقه بندي آن
جنگلهاي دنيا از حدود 140-60 ميليون سال پيش به وجود آمده اند. بسته به نوع درختان تشكيل دهنده ، جنگلهاي دنيا را به دو نوع سوزني برگ و پهن برگ تقسيم مي كنند.
جنگلهاي سوزني برگ دنيا قديمي تر از جنگلهاي پهن برگ هستند و پيدايش اوليه اين جنگلها در دوران دوم زمين شناسي در دوره كرتاسه يعني حدود 140 ميليون سال قبل رخ داده است. جنگلهاي پهن برگ در مقابل جنگلهاي سوزني برگ تكامل يافته تر در عين حال جديدتر هستند. اين جنگلها در دوران سوم زمين شناسي در حدود 60 ميليون سال پيش به وجود آمده اند. از آن زمان تاكنون جنگلهاي دنيا دائماً در حال تحول و تكامل بوده و اگر انسان در روند آن دخالتي نداشته باشد سير تحول وتكامل آنها همچنان ادامه خواهد يافت.
در اواخر دوران سوم زمين شناسي اقليم كره زمين روبه سردي گذاشت به طوري كه در اوايل دوران چهارم ( حدود يك ميليون سال پيش ) بارشهاي آسماني اكثراً به صورت برف درآمد و به خصوص در عرضهاي جغرافيايي بالاتر از 40درجه شمالي و يا ارتفاعات بالاي 3 تا 4 هزار متري عرضهاي پايين تر يخچال هاي طبيعي تشكيل شدند و به تدريج رشد كردند، به عبارت ديگردوران هاي يخبندان به وجود آمد.
يخچال هاي طبيعي اكثر جنگلهاي مناطق مذكور ( بالاتر از 40 درجه عرض شمالي ) را در زير خود مدفون ساختند . با گرم شدن آب و هواي كره زمين يخچالها ذوب شدند يا به اصطلاح عقب نشيني كردند و پس از مدتي دوباره بر اثر سرد شدن اقليم يخچال ها شروع به پيشروي كردند.
در طول يك ميليون سال كه از اوايل دوران چهارم مي گذرد چهار دوره يخبندان به وجود آمد و در اين زمان كليه جنگلهايي كه بالاتر از عرضهاي 40 درجه بود از بين رفتند. آخرين دوره يخبندان در حدود 18 هزار سال پيش به اتمام رسيد و آب و هواي كره زمين روبه گرم شدن نهاد. لازم به توضيح است كه جنگلهاي ايران مخصوصاً جنگلهاي شمال كشور در اين مدت از هجوم يخچال ها مصون ماندند و به توسعه و تكامل خود ادامه دادند. اكثر جنگلهاي كنوني اروپايي پس از پسروي آخرين يخچالها به وجود آمدند. به عبارت ديگر جنگلهاي كنوني كشورهاي اروپايي شمال آمريكا و آسياي شمالي جنگلهاي « جوان » هستند و قدمت تكاملي آنها به 10 هزار سال نمي رسد.
در صورتي كه جنگلهاي شمالي ايران جنگلهاي كهن هستند و قدمت آ‎نها بيش از يك ميليون سال است. اين اطلاعات ارزشمند ، اهميت ژنتيكي جنگلهاي خزري را به خوبي نشان مي دهد.
امروزه با مطالعات گرده شناسي ثابت شده است كه قدمت جنگلهاي راش اروپا به 6 هزار سال هم نمي رسد . از اين رو است كه در مقايسه جنگلهاي راش شمال ايران ،‌جنگلهاي منطقه قفقاز و شمال تركيه نيز جزو جنگلهاي كهن پهن برگ مناطق معتدله محسوب مي شوند. با توجه به طول تحول و تكامل جنگلهاي دنيا، جنبشهاي قاره اي ، نوسانات اقليمي در سطح كلان و عوامل ديگر ، امروزه 5 نوع جنگل در دنيا قابل تفكيك است. اين جنگلها از قطب شمال به طرف خط استوا به ترتيب عبارتند از :

1- جنگلهاي سوزني برگ مناطق سرد نيمكره شمالي ( جنگلهاي بوره آل )

2- جنگلهاي پهن برگ خزان كننده ( سبز تابستانه ) مناطق معتدله ( جنگلهاي راش و بلوط )

3- جنگلهاي هميشه سبز مناطق مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون )

4- جنگلهاي پهن برگ مناطق نيمه استوايي ( هميشه سبز و سبز باراني )

5- جنگلهاي پهن برگ مناطق استوايي ( هميشه سبز و سبز باراني )

در كشور پهناور ما به دليل پستي و بلندي فراوان و اقليم متنوع سه نوع از جنگلهاي پنج گانه دنيا وجود دارد. جنگلهاي سبز تابستانه راش و بلوط در شمال ايران ، جنگلهاي هميشه سبز مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون ) در شمال و جنوب غرب و همچنين جنگلهاي پهن برگ گرمسيري مختص مناطق نيمه استوايي مثل جنگلهاي كهور و كنار و جنگلهاي ماندابي ( مانگرو ) در جنوب ايران .
به اين ترتيب كشور ما حالتي استثنايي دارد. جنگل هاي راش در شمال و جنگلهاي مانگرو در جنوب ايران كه به كشور ما جايگاهي ويژه و نادر مي بخشد.
علل پديد آمدن جنگلهاي پنجگانه دنيا عبارت است از شرايط كلي تحول و تكامل تاريخ از دوران سوم ، پديده قاره زدايي در اين دوران و همچنين شرايط كلي اقليمي و خاكي حاكم بر نقاط مختلف كره زمين كه در اين مورد نقش اساسي دارند. طبقه بندي ساده تر و گزيده تر ، طبقه بندي جنگلهاي دنيا به سه نوع : جنگلهاي سوزني برگ ، جنگلهاي پهن برگ و جنگلهاي آميخته سوزني برگ و پهن برگ است.
البته تقسيم بندي هاي دقيق تر و تفصيلي تر هم براي جنگلهاي دنيا وجود دارد كه براساس هر يك از آنها جنگلهاي دنيا به 10 و يا حتي 60 نوع تقسيم مي شوند.

پراكنش جنگلها

پراكنش جنگلها در تمام نقاط كره زمين يكسان نيست . اصولاً براي ايجاد جنگل در يك منطقه ، شرايط زيست محيطي خاصي مورد نياز است. اين شرايط عبارتند از حرارت و رطوبت كافي منظور از حرارت و رطوبت كافي براي پيدايش جنگل در يك منطقه وجود حداقل 2 ماه گرم در سال است. كه به مدت 60 روز درجه حرارت روزانه به طور متوسط از 10 درجه بالاتر باشد.
وجود رطوبت كافي يعني بارندگي كه مقدار كافي نيز ضرورت دارد كه براي رشد جنگل خوب حداقل به 600 ميلي ليتر بارندگي در سال نياز وجود دارد و از اين مقدار حداقل نيمي از آن بايد در دوره رشد گياهي يعني دوره گرم سال ( بهار و تابستان ) ريزش كند. به طور مثال مناطق شمالي كشور ما اين شرايط را دارد و به همين دليل ما از آستارا در غرب گيلان تا جنگل گلستان در شرق استان گلستان جنگلهاي انبوه پهن برگ راش و بلوط داريم. حال چنانچه ميزان بارندگي سالانه بين 300 تا 600 ميلي ليتر باشد جنگلهاي به اصطلاح كم پشت يا تنك ظاهر مي شوند. ( مثل اكثر جنگلهاي منطقه زاگرس در غرب وجنوب غرب كشور ) جنگلهاي كويري با گونه هايي مثل تاغ و گز قادرند حتي با بارندگي 100 تا 200 ميلي ليتر در سال ظاهر شوند. اين جنگلها ، ديگر قدرت توليد زياد چوب را نداشته و بيشتر از نظر حفاظت خاك وجلوگيري از فرسايش اهميت دارند.
در مناطق استوايي حرارت كافي در تمام طول سال وجود دارد وميزان بارندگي سالانه اكثراً بيش از 2 هزار ميلي ليتر است و اين امتياز سبب پيدايش جنگلهاي انبوه و غني از گونه هاي مختلف درختي مي شود.
به طور كلي در كره زمين دو نوار جنگلي مهم وجودا دارد : نوار جنگلي استوايي كه بيشترين تمركز اين جنگلها در آمريكاي جنوبي (برزيل) ، آفريقاي غربي و مركزي (كنگو) و آسياي جنوب شرقي ( اندونزي) است و نوار جنگلي ديگر كه جنگلهاي سوزني برگ مناطق سرد را در نيمكره شمالي در برمي گيرد و شامل كشورهاي كانادا، اسكانديناوي و روسيه (سيبري) است. اين جنگلها از نظر توليد چوب هاي صنعتي و خمير كاغذ و مقوا اهميت دارند. در مقابل ، جنگلهاي استوايي از نظر تنوع زيستي و ژنتيكي وگياهان دارويي اهميت دارند و نقش اين جنگلها در اقليم كره زمين (بادهاي پاسات ) در حال افزايش است. امروزه حفاظت از تنوع زيستي در جنگلها ، استفاده از اطلاعات ژنتيكي وخواص دارويي گياهان جنگلي و حفظ تعادل زيستي بين گياهان وجانوران وحشي جزو اهداف كلي كشورهاي جهان است كه بعد از كنفرانس « ريودوژانيرو »‌ در سال 1992 كنوانسيون هاي مختلف را امضاء كرده اند و مي كوشند با مديريت صحيح از جنگلهاي دنيا چه از طريق حفاظت و چه از طريق بهره برداري به روشهاي همگام با طبيعت شرايط لازم و كافي را براي توسعه پايدار در اكوسيستم هاي طبيعي به وجود آورند.

دكتر محمدرضا مروي مهاجر- استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 15:12  توسط محسن علی اصغری  | 

ارتباط بين فراواني هزارپا با تركيب عناصر غذايي لاشبرگ در مناطق جنگلكاري شده و مخروبه (مطالعه موردي (

دو دهه اخير مساحت جنگل‌هاي مخروبه در شمال ايران به علت دخالت انسان افزايش يافته است. جنگلكاري با گونه‌هاي اصلاح كننده خاك مي‌تواند روشي مناسب براي احيا و بازسازي جنگل هاي مخروبه باشد، زيرا با افزايش فعاليت‌هاي زيستي مرتبط با تجزيه لاشبرگ و چرخه عناصر غذايي، روند بازگشت اكوسيستم به شرايط طبيعي را كوتاه مي‌نمايد. اين بررسي با هدف تعيين فراواني جمعيت هزارپا در جنگلكاري‌هاي 14‌ساله افرا، بلوط، توسكا و زربين در مقايسه با يك جنگل مخروبه انجيلي و ممرز در دارابكلا با توجه به تركيب عناصر غذايي لاشبرگ انجام شد. در عرصه‌هاي مورد بررسي 50نمونه انتخاب و ويژگي‌هاي جمعيت هزارپا، لايه لاشبرگ و لايه سطحي خاك(0 تا 10 سانتي‌متر)شامل تعداد و زيوزن هزارپا‌، وزن، درصد ماده خشك، درصد پروتئين خام، درصد‌ چربي خام، درصد الياف خام، درصد خاكستر، واكنش شيميايي لاشبرگ، درصد رطوبت وزني و وزن مخصوص ظاهري خاك اندازه‌گيري شدند. كليه نمونه‌هاي هزارپا به گونه ( Ommatoiulus caspius (Lohmander ,1928 از خانواده Julidae تعلق داشتند. در جنگل‌كاري‌هاي افرا و بلوط ميانگين زيوزن هزارپا بيشتر از 100 ميلي‌گرم در متر‌مربع و وزن لاشبرگ كمتر از 1000 گرم در متر‌مربع بود، در حالي كه در جنگلكاري‌هاي توسكا و زربين و جنگل مخروبه انجيلي و ممرز ميانگين زيوزن هزارپا كمتر از 50 ميلي‌گرم در متر‌مربع و ميانگين وزن لاشبرگ بيشتر از 1000 گرم در متر‌مربع به‌دست آمد. ضريب همبستگي تعداد و زيوزن هزارپا با وزن لاشبرگ(r=-0.88)، درصد چربي خام لاشبرگ(r=0.80)، درصد الياف خام لاشبرگ(r=0.53) و وزن مخصوص ظاهري خاك (r=0.60) معني‌دار بود. در بين متغيرهاي مرتبط باتركيب عناصر غذايي لاشبرگ، درصد چربي خام بالاترين همبستگي را با محور اول در تجزيه و تحليل مولفه‌هاي اصلي(r=-0.69)داشت. گونه‌هاي درختي كاشته شده در جنگلكاري از طريق تركيب عناصر غذايي لاشبرگ بر فراواني جمعيت هزارپا و مقدار تجمع ماده آلي در لايه لاشبرگ موثر بوده‌اند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:11  توسط محسن علی اصغری  | 

اثرات بارانهای اسیدی

یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.

باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( HCO3
) در آب خالص است.

باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.


دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟

معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.

« موتا » و « میلو » در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.

عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.

آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.

دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 4،7 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:

اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.

اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.

عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.
باران قلیائی
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.

چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی
آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی ، به علت وجود این دو اسید است.

میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی
دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی PH خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها
تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.
آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.

جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 13:49  توسط محسن علی اصغری  | 

آشنایی با درختان

نام گياه: چنار نام علمی: platanus sp نياز نوری: آفتابی نياز آبی: زياد شرايط آب و هوايي: معتدل و مرطوب نام گياه: اقاقيا نام علمی: Robina sp نياز نوری: آفتابی نياز آبی: کم شرايط آب و هوايي: معتدل نام گياه: زبان گنجشک نام علمی: Fraxinus sp نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل - سرد و مرطوب نام گياه: افرا نام علمی: acer sp نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: مقاوم به سرما نام گياه: افرای سرخ نام علمی: acer rubrum نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: بسیار مقاوم نام گياه: شب خسب- گل ابريشم نام علمی: albizia نياز نوری: آفتابی يا نيم سايه نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: مقاوم به سرما نام گياه: ارغوان نام علمی: cersis نياز نوری: آفتابی يا نيم سايه نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل نام گياه: ازگيل نام علمی: mespilus نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: بسيار مقاوم به سرما نام گياه: ژونی پروس نام علمی: Juniperus نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل نام گياه: عناب نام علمی: zizphus نياز نوری: نياز آبی: شرايط آب و هوايي: نام گياه: سرو شیراز نام علمی: cupressus نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل مدیترانه اي نام گياه: ابريشم مصری نام علمی: caesalpinia نياز نوری: آفتابی تا نيم سايه نياز آبی: کم تا متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل نام گياه: پر نام علمی: cotinus نياز نوری: آفتابی يا سايه نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل نام گياه: اکاليپتوس نام علمی: eucalyptus نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: گرم - تعداي مقاوم به سرما نام گياه: سماق نام علمی: rhus نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: گرم - تعداي مقاوم به سرما نام گياه: زرشک نام علمی: berberis نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط و منظم شرايط آب و هوايي: معتدل نام گياه: پيراکانتا نام علمی: pyracantha نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: معتدل و نسبتا مرطوب نام گياه: بيد سرخ نام علمی: salix purpurea نياز نوری: آفتابی نياز آبی: زياد شرايط آب و هوايي: معتدل و مرطوب نام گياه: زغال اخته نام علمی: cornus نياز نوری: آفتابی نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: سیار مقاوم نام گياه: گز نام علمی: tamarix نياز نوری: آفتابی نياز آبی: کم شرايط آب و هوايي: بسیار مقاوم نام گياه: زالزالک نام علمی: crataegus نياز نوری: آفتابی يا نيم سايه نياز آبی: متوسط شرايط آب و هوايي: مرطوب و نسبتا سرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 9:17  توسط محسن علی اصغری  | 

جنگل های ایران

مقدمه

تفاوت آب و هوا و اختلاف درجه گرما در نقاط مختلف کشور ، انتشار درختان جنگلی و تقسیمات جغرافیایی ویژه گیاهی را سبب شده است. در شمال ایران جنگلهای انبوه و مرطوب پایگاه ویژه خود را بوجود آورده‌اند. آب و هوای مناطق شمالی کشور تقریبا مشابه آب و هوای نواحی اطراف دریای مدیترانه می‌باشد. بخشهای شرقی و غربی کشور ، حوزه پخش جنگلهای خشک و تنک و سواحل جنوبی ایران که جزء نواحی گرمسیری و حاره محسوب می‌شود، دارای جنگلهای تنک از گونه درختان نواحی گرمسیری است و با جنگلهای سایر نقاط کشور کاملا متمایز می‌باشد.



تصویر

جنلگهای شمال

از کوههای ارسباران و آستارا شروع شده و به جنگلهای خشک مشرق منتهی می‌شود. این جنگلها دامنه شمالی سلسله جبال البرز را می‌پوشانند. آستارا که مبدا جنگلهای مرز محسوب می‌شود. دارای آب و هوای خیلی مرطوب و معتدل می‌باشد. مقدار بارندگی در این منطقه در سال به یک متر بالغ می‌شود. آب و هوای نقاطی که دور از دریای شمال واقع هستند از قبیل کوهستانهای آذربایجان و نواحی شرقی گرگان دارای آب و هوای خشک‌تری است.

پخش و انتشار درختان جنگلی نیز به علت اختلاف آب و هوای و اختلاف بارندگی سالیانه ، در نواحی مختلف متغیر می‌باشد. درختان جنگلی نیز در صورت تغییر ارتفاع نقاط تغییر می‌یابد. درختانی که در نقاط ساحلی آستارا و تالش وجود دارند در سواحل مازندران وسایر نقاط و کرانه‌های دریای شمال دیده نمی‌شوند. از درختان جنگلهای شمال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • راش: این درخت بیشتر در نقاط کوهستانی دیده می‌شود و چوب آنها در مصارف صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • سرخدار: بیشتر در ارتفاعات متوسط جنگلهای شمال دیده می‌شود. چوب سرخدار سخت و سنگین و دارای الیاف یکنواخت و رشد آن نامنظم است و نسبت به آفات گیاهی بادوام است.

  • بلند مازو: از سایر گونه ها فراوان‌تر است. چوب درختان جوان سخت‌تر از درختان مسن است.

  • کلهو (Diosperos): در کلیه جنگلهای مرطوب شمال وجود دارد.

  • آزاد: این درخت صنعتی در تمام جنگلهای شمال وجود دارد.

  • توسکا: در ایران دارای دو گونه ییلاقی و قشلاقی است. نوع ییلاقی این درخت در بیشترین نقاط جنگلهای شمال وجود دارد.

  • نمدار (زیرفون): پایگاه انتشار این درخت در جنگلهای شمال از آستارا تا مینودشت است.

جنگلهای نواحی خشک و استپی

ترکیب درختان نواحی خشک و استپی با ترکیب درختان نقاط مرطوب متفاوت است. بعضی از درختان در حد فاصل جنگل و استپ واقع شده‌اند و بعضی نیز تا مرز فوقانی و خاتمه جنگل بالا می‌روند.

جنگلهای جنوب ایران و گرمسیری

درختان جنگلی این نواحی اغلب با محیط سازش نموده و منظره خاصی را به خود گرفته‌اند. برخی از آنها مانند افوربیا فاقد برگ هستند و بعضی دارای برگهای گوشتی هستند. بعضی دیگر دارای ساختمان داخلی مشخص هستند مثلا برگ خرزهره دارای فرورفتگی‌های ویژه با کرکهای فراوان است که از تبخیر آب گیاه جلوگیری می‌کند.

درختچه‌های کویر

ساختمان درختچه‌های اطراف کویر نیز از لحاظ آب و هوا و جنس خاک با رستنی‌های سایر نقاط متفاوت و متمایز هستند مانند اسکنبیل که اغلب آنها یا فاقد برگ هستند و یا دارای برگهای گوشتی هستند.

درختان جنگلی میوه

فندق ، به ، کنار ، عناب ، انار ، سیب ، گلابی ، گوجه ، آلبالو ، انجیر ، انگور ، پسته ، بادام ، زرشک ، تمشک و ... از جمله این درختان هستند.



تصویر

جنگلهای پسته

در میان درختان جنگلی میوه دار جنگلهای ایران ، جنگلهای پسته چه از لحاظ وسعت پایگاه و حوزه چخش و چه از لحاظ اقتصادی ، از اهمیت خاصی برخوردار هستند. در جنگلهای خراسان ، بلوچستان ، فارس ، لرستان و کرمان درختانی از خانواده پسته وجود دارند که به نام بنه یا پسته وحشی خوانده می‌شوند. جنگل پسته خواجه کلات یکی از خالص‌ترین و بزرگترین جنگلهای پسته طبیعی ایران است. این جنگل در خط مرزی ایران و شوروی سابق در شمال خراسان و غرب سرخس و جنوب دشت قره قوم قرار دارد.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:47  توسط محسن علی اصغری  | 

اکولوژی گیاهی


از نظر انواع موجودات زنده مورد مطالعه ، دانش بوم شناسی به بوم شناسی گیاهی ، جانوری و انسانی تقسیم می‌شود. موضوع بوم شناسی گیاهی بررسی روابط بین گیاهان مختلف با خود و با محیط پیرامون آنهاست.

مقدمه

هر موجود زنده‌ای برای برخی از فرآورده‌ها و فرایندهای زیستی اساسی بطور انکارناپذیری به محیط زیست خود و بویژه به موجودات زنده دیگر وابسته است. لازمه بقا ، همبستگی گروهی است و بررسی چگونگی این همبستگیها مورد توجه دانش اکولوژی است. دانش اکولوژی مجموعه شناختهایی است که انسان درباره اثرات محیط بر روی موجودات زنده ، اثرات موجود زنده بر روی محیط و ارتباطات متقابل بین موجودات زنده دارد.


 



وقتی موجود زنده‌ای از لحاظ بوم شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، هدف این است که معلوم شود، چرا موجود مورد نظر در محیطهای خاص و تحت شرایط معینی زندگی می‌کند؟ شرایط محیطی چه اثراتی بر موجود زنده دارند؟ و موجود زنده به نوبه خود چه تحولاتی در محیط پدید می‌آورد؟ طبیعی است که خود انسان به عنوان یک موجود زنده ، متاثر از عوامل محیط و موثر بر روی عوامل طبیعت در چارچوپ مطالعات اکولوژی از توجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

تعریف جامعه گیاهی

کوچکترین واحد اجتماعات گیاهی را جامعه گیاهی می‌نامند. یک جامعه گیاهی مانند سایر جامعه‌ها از افراد متعددی تشکیل یافته است که در بعضی صفات با یکدیگر شباهت دارند و همین اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرایط واحد برویند و به طریق همزیستی معنوی با یکدیگر زندگانی کنند. بنابراین دو اجتماع گیاهی که از لحاظ سیمای ظاهری و ترکیب و صفات بوم شناختی (فراوانی ، بارز بودن یا غلبه ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و ...) با یکدیگر مشابه باشند، جامعه گیاهی واحدی را تشکیل می‌دهند.

تعریف جامعه شناسی گیاهی

دانشی که اجتماعات گیاهی را مورد بررسی قرار می‌دهد و درباره صفات مختلف آنها ، تغییرات حاصل از نفوذ شرایط محیط در اجتماعات مذکور و همچنین تکامل این اجتماعات بحث و گفتگو می‌کند، جامعه شناسی گیاهی نامیده می‌شود. دانش جامعه شناسی اعم از اینکه جامعه مورد نظر انسانی یا جانوری یا گیاهی باشد، هیچ گاه با یک فرد از آن اجتماع سروکار ندارد، بلکه با گروه و توده افراد در ارتباط است.



تصویر

صفات بوم شناسی

صفات بوم شناسی عبارتند از: فراوانی ، بارز بودن ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و غیره.

صفات مختلف بوم شناختی ، جامعه‌های گیاهی را از یکدیگر مشخص می‌کند و سبب تمایز آنها از یکدیگر می‌شود. مثلا فراوانی ، تعداد افراد یک گیاه در واحد سطح است و غلبه معرف پوشش و سطحی است که گیاه اشغال کرده است. بنابراین فراوانی و غلبه یک گونه گیاهی ، در جامعه‌های مختلف متفاوت است و یک گیاه ممکن است فراوان باشد، ولی پوشش زیاد نداشته باشد. بالعکس گیاه دیگر هر چند به فراوانی نوع اول نباشد، ولی ممکن است پوشش زیادی داشته باشد و از لحاظ غلبه بر او پیشی بگیرد.

بطور کلی در یک جامعه گیاهی یک یا دو گیاه غالب وجود دارد. گیاهان غالب ممکن است یک ساله ، چند ساله ، درختچه و یا درخت باشند که به نسبت بیشتری از محیط خود بهره‌مند می‌شوند. نامی که به یک جامعه گیاهی داده می‌شود، از گیاهان غالب آن جامعه گرفته شده است. مانند جامعه راشستان و بیدستان.

وابستگی گیاهان به جامعه‌های مختلف یکسان نیست. مثلا بعضی از گیاهان در جامعه‌های مختلف دیده می‌شوند و گیاه هر منطقه‌ای محسوب می‌گردند. در حالی که بعضی دیگر در جامعه‌های محدودتری ظاهر می‌شوند، لذا نمی‌توانند خود را با محیطهای مختلف و عوامل گوناگون سازش دهند و ناچار در همه جوامع دیده نمی‌شوند. بعضی دیگر فقط به جامعه خاصی بستگی دارند و در شرایط محدودی که در آن جامعه برایشان فراهم است، ظاهر می‌گردند. در چنین حالتی این گیاهان معرف آن جامعه محسوب می‌شوند.

عوامل پراکنش گیاهان

شرایط مختلف محیط در همه نقاط سطح زمین به یک میزان فراهم نیست و از این رو در نقاط مختلف ، گیاهان متفاوتی دیده می‌شوند. بطور کلی عوامل اکولوژی عبارتند از : عوامل آب و هوایی یا اقلیمی ، عوامل خاکی ، عوامل زیستی. این است که ترکیب و سیمای رستنیهای مختلف در هر گوشه جهان مشخص است و با نقاط دیگر تفاوت فاحش دارد. به عنوان مثال اختلاف تابش نور خورشید در عرضهای جغرافیایی مختلف در ترکیب و سیمای مدارات مختلف تغییراتی ایجاد می‌کند. بطوری که سیمای جنگلهای استوایی کاملا با سیمای جنگلهای معتدل فرق می‌کند.

با این حال اگر شرایط محیط در دو نقطه مساوی و یکنواخت باشد، نیز ممکن است در ترکیب رستنیهای آن دو نقطه اختلاف شدید مشهود گردد، زیرا موانع طبیعی بسیاری می‌توانند از پراکنش گیاهان در نقاط مناسب جلوگیری کنند. عوامل طبیعی مانند
اقیانوسها ، کوهها و بیابانها مانع کلی پراکندگی گیاهان در دو محیط مشابه‌اند و اگر این سدهای طبیعی ، قاره‌ها و خشکیها را از یکدیگر جدا نمی‌ساخت، شاید پراکنش بسیاری از گیاهان مختلف جهان سریع‌تر صورت می‌گرفت.




عوامل آب و هوایی

گیاهان تحت تاثیر آب و هوا قرار گرفته و شکل زیستی خاصی می‌یابند، یعنی شکل و سیمای ظاهری آنها تا حدی تابع آب و هوای محیطشان می‌شود و در این صورت می‌توانند کم و بیش از تقسیمات کلی آب و هوایی موثر واقع شوند. بدیهی است درختان و جنگلها همواره بر اثر تعریق ، مقدار متنابهی بخار آب دفع می‌کنند و بر مقدار بخار آب جو به میزان قابل ملاحظه‌ای می‌افزایند. در این صورت مناطق جنگلی همواره در اثر باران مشروب می‌شوند و دارای آب و هوای مرطوب‌اند. هر قدر تعداد درخت در محیطی کمتر باشد و به جای آن بوته‌های گیاه و چمنزار سطح خاک را بپوشاند، به همان نسبت از بارندگی محیط و رطوبت زمین کاسته می‌شود.

دما و بارندگی از عوامل اقلیمی مهمی هستند که ظهور گونه‌های مختلف گیاهی و رویش آنها را تعیین می‌کنند. دما بر فعالیتهای
تعرق ، تنفس ، رویش ، رشد و تولید مثل تاثیر می‌گذارد. بارندگی سالیانه عامل اصلی در تعیین انتشار گیاهان است. بطور کلی جنگلها ، نواحی پرباران را اشغال می‌کنند. صحراها در نواحی کم باران دیده می‌شوند و علفزارها در نواحی دارای بارندگی متوسط وجود دارند. نور سومین عامل اقلیمی مهمی است که در رشد گیاه ، گل دادن و فتوسنتز آن تاثیر بسزایی دارد. بسیاری از گونه‌ها نیازهای نوری نسبتا معینی دارند. برخی از آنها مانند رستنیهای کف جنگل ، برای رشد به نور کم و بعضی دیگر مانند درختان به نور زیاد دارند.

عوامل خاکی

عواملی که در پراکنش ، رشد و بقای گیاه تاثیر می‌گذارند، عبارتند از: دمای خاک ، مقدار آب ، اکسیژن ، مواد آلی ، مواد کانی و درجه اسیدی خاک. دمای خاک در رشد گیاه بویژه از لحاظ تاثیر در جذب آب و مواد کانی ، عامل موثری به شمار می‌آید. در دماهای پایین ، دراز شدن ریشه متوقف گشته، سبب کندی نفوذ آن به طبقات واجد آب و مواد کانی می‌شود، لذا میزان جذب آب و مواد کانی کاهش می‌یابد. باکتریها نیز در خاک سرد غیر فعال‌اند. بنابراین مواد کانی به اندازه کافی در دسترس ریشه قرار نمی‌گیرد. در این صورت کشتکاران ناگزیرند از کودهای نیتروژن‌دار استفاده کنند. دمای پایین خاک و هوا ، همراه با بادهای شدید ، سبب کوتاه ماندن گیاهان نواحی کوهستانی می‌شوند.



تصویر

عوامل زیستی

گیاهان در طبیعت همراه با سایر موجودات زنده ، اعم از جانور و گیاه ، زندگی می‌کنند و از این رو هر یک از آنها کم و بیش در زندگی موجودات دیگر تاثیر دارد. بطور کلی طبیعت میدان تنازع بقاست و ضعیف همواره مغلوب قویتر از خود می‌شود. جانوران و پستانداران گوشتخوار ، پستانداران علفخوار را طعمه خود می‌سازند و علفخواران از رستنیها و گیاهان وحشی تغذیه می‌کنند و کمک آنها به جامعه گیاهی فقط ریختن فضولات و تقویت جزئی خاک است.

خرگوش و موش و مورچه خسارات زیادی به جامعه‌های گیاهی وارد می‌سازند، ولی در اثر احداث راهروهای زیر زمینی خاک را تهویه می‌کنند و یا آنکه در پراکندگی دانه‌ها و سایر فعالیتها بوم شناسی موثرند. بنابراین جانورانی که در جامعه گیاهی زیست می‌کنند، هر در وضع محیط زیستی خود موثرند و اثرات سودمند یا زیانبخش بر روی آن جامعه باقی می‌گذارند و حالت تعادل را برقرار می‌سازند، بطوری که از بین رفتن یکی از آنها موازنه طبیعی آن جامعه را بر هم می‌زند و دگرگون می‌سازد.

تنازع بقا یکی از مسائل مهم زیستی جهان گیاهی و از خواص عمومی جوامع گیاهی به شمار می‌رود و در بین افراد یک گونه و یا گونه‌های مختلفی که در مجاورت یکدیگر می‌رویند و دارای نیازهای مشترک‌اند و به وجود دیگری نیاز ندارند، حکمفرماست. بنابراین تنازع بقا از مشخصات جامعه‌های گیاهی است.هنگامی که گیاه در شرایط مناسب می‌روید و در معرفی کمبود مواد غذایی و عواملی مانند نور و هوا واقع نشده است، یعنی ریشه آن به راحتی از آب و مواد غذایی استفاده می‌کند و ساقه و برگ آن نیز از نور و هوا بهره‌مند می‌گردد و بطور کلی مزاحمتی برای گیاه مجاورش فراهم نمی‌سازد، مسئله تنازع بقا مفهومی ندارد.

ولی پس از آنکه تعداد افراد رو به افزایش گذاشت و گیاهان مختلف با یکدیگر تماس نزدیک حاصل کردند و به عبارت دیگر ، اصطکاک منافع بین آنها ایجاد شد، گیاه قویتر ، گیاه ضعیفتر را حتی اگر از افراد همان گونه باشد، در مضیقه می‌گذارد و از شرایط زندگی و حق حیات محروم می‌سازد تا حدی که باعث از بین رفتن آن می‌شود. بنابراین تنازع بقا معرف کمبود مواد و عوامل مورد نیاز برای زندگی گیاه است و نشانگر آن است که آب و نور و مواد غذایی به حد کافی در اختیار کلیه گیاهان دیگر قرار ندارد.



تصویر

توالی گیاهی

بطور کلی مراحل تغییر تدریجی یک اکوسیستم را که در مدتی طولانی و در طول قرنها رخ می‌دهد، توالی گویند. در توالی بوم شناختی ، اجتماعات مختلف بطور متوالی و منظم در محل معینی پدید می‌آیند. ترتیب اجتماعات که از روی سنگ برهنه آغاز می‌شود و مثلا تا تشکیل یک جنگل بلوط و گردو ادامه می‌یابد، توالی اولیه نام دارد، یعنی قبلا اجتماعی در این محل وجود نداشته است.

در موارد دیگر اجتماعاتی که در گذشته بوده و از بین رفته‌اند، همچنان بر ویژگیهای محیط فیزیکی اثر خواهند داشت. به عنوان مثال این اثر وقتی رخ می‌دهد که جنگلی با آتش سوزی ویران شود. توالی در این محل یعنی روی خاکی آغاز می‌شود که با فعالیتهای اجتماعات پیشین تعدیل شده است. بنابراین ترتیب اجتماعات در مناطقی که قبلا در آنها اجتماع زیستی وجود داشته، نمونه‌های توالی ثانویه هستند.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:40  توسط محسن علی اصغری  | 

شناسایی گل ها

آلاله:

مقدمه

تیره آلاله شامل گیاهانی غالبا علفی و یا بندرت چوبی است. آرایش قطعات گل در این گیاهان مارپیچی یا نیم چرخه‌ای است. گلپوش ساده با کاسبرگهای گلبرگ مانند یا مضاعف و گلبرگهایی غالبا دارای نوشجای است. پرچمها بسیار متعدد دارای نظم مارپیچی و همچنین برچه‌های آزاد و فراوان هستند. میوه خشک و به صورت فندق یا برگه و محتوی دانه‌هایی سرشار از آلبومن است. تیره آلاله متعلق به راسته آلاله (Ranales) شامل 32 جنس و تقریبا 1200 گونه است. این تیره متعلق به رده دو لپه‌ایها است.



تصویر

محل پراکنش

تیره آلاله در واقع یکی از تیره‌های بزرگ نهاندانگان است و گیاهان آن بیشتر در نواحی معتدل و سرد و یا در نقاط کوهستانی نیمکره شمالی می‌روند. تعدادی از گونه‌های این تیره در آسیا ، اروپا و آمریکا انتشار دارند. همه آنها کم و بیش گونه‌های مجاور و نزدیک هم هستند و اصالت ساختار گل در این گونه‌ها ، حاکی از پیوند و خویشاوندی آنهاست. در ایران نیز تیره آلاله ، گونه‌های متعددی دارد.

صفات اساسی و بارز

  • استقرار قطعات گل به صورت مارپیچی ، حلقوی- مارپیچی یا نیمه حلقوی روی نهنجی برجسته و بلند به نام تالاموس.

  • آزاد بودن برچه‌ها (جدا برچه‌ای)

  • کثرت تعداد پرچمها با آرایش مارپیچی روی نهنج و همچنین گرایش شدید پرچمهای بیرونی در جهت تغییر شکل به ناپرچمیها و یا تبدیل آنها به نوشجای‌ها.

  • دارا بودن دانه‌هایی با جنین کوچک ، راست و محصور در محوری آلبومین آبدار یا گوشتی.




تصویر

رده بندی

  • طایفه کله‌ماتیده: این طایفه دارای دو جنس Atragene و کله‌ماتیس است.

  • طایفه آنمونه: جنسهای اصلی این طایفه عبارتند از: آنمون و تالیکتروم.

  • طایفه آلاله: فیکاریا و آدونیس از جنسهای مهم این طایفه هستند.

  • طایفه گل صد تومانی: این طایفه شامل جنسهای پئونیا و هیدراستیس است.

  • طایفه خربق: جنسهای اصلی این طایفه شامل ایزوپیروم ، سیاه دانه و خربق است.

اختصاصات دستگاه رویشی

آلاله‌ها بطور کلی گیاهانی علفی (به ندرت درختچه‌ای) ، بالا رونده و دارای دمبرگهای پیچیده و پیچکی هستند. این گیاهان غالبا مانند تک لپه‌ایها به علت دارا بودن اندامهای زیرزمینی متورم ، نظیر سوخ ، غده ، ریزوم و ریشه‌های متورم ، پایا و چند ساله‌اند. برگها بجز کلماتیس منفرد و متناوب است و غالبا دارای نیام رشد یافته و پهنکهایی به اشکال متفاوت هستند.

اختصاصات دستگاه زایشی

گلها گاهی نفرد یا انتهای هستند و یا به صورت گل آذینهای مختلف مانند گرزن و خوشه مجتمع شده‌اند. تیره آلاله در حالت کلی بی‌گلبرگ است. نهنج در این تیره همیشه برجسته و محدب است. تعداد قطعات گل بسیار زیاد است و به صورت مارپیچی در همان امتداد و دنباله آرایش برگ روی نهنج قرار می‌گیرند. گرده‌ افشانی در این گیاهان همیشه بوسیله حشرات انجام می‌شود. میوه اکثرا فندقه ، برگه یا کپسول است.



تصویر

کاربرد گیاهان تیره آلاله

بسیاری از گیاهان این تیره مانند آنمون و آدونیس به عنوان گیاهان زینتی در باغچه‌ها کاشته می‌شوند. در این تیره هیچ گونه‌ای دارای مصرف خوراکی یا صنعتی نیست و تقریبا همگی به علت دارا بودن گلوکوزیدها و آلکالوئیدها کم و بیش سمی هستند. بعضی از گونه‌ها از نظر پزشکی اهمیت فراوان دارند. مثلا آکونیتوم دارای آکونیتین و هیدراستیس حاوی بربرین و هیدراستین است. بعضی از آلکالوئیدهای این گیاهان در ساختن حشره کشها استفاده می‌شوند

 پامچال:


img/daneshnameh_up/1/1b/Pamchal.jpg


در بسیاری از بخش های اروپا گل پامچال علامت از راه رسیدن بهار است این گیاه اغلب در زیر درختان بالای آن برگ در آورده و راه نور را مسدود نمایند نمو کرده و گل می دهد دو نوع گل پامچال وجود دارد که اندکی با هم از لحاظ ساختمانی تفاوت دارند هر بوته تنها یک نوع گل دارد گرده تنها می تواند از یک نوع گل به نوع دیگر منتقل شود و بدین طریق گیاه در مقابل خود بارور سازی محافظت می شود.

 

کاکتوس:


img/daneshnameh_up/0/05/Kaktoos.jpg

کاکتوس در ابتدا تنها در شمال و جنوب و نواحی مرکزی امریکا رشد می کرد اما امروزه در بسیاری از مناطق گرم و خشک جهان توسط مردم پراکنده شده کاکتوس طی طوفانهای ناگهانی آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماه های خشکسالی به مصرف می رساند بیشتر کاکتوسها ریشه های عمیقی داشته و ساقه شبکه مانندی دارند که بعنوان منبع ذخیره آب عمل می کنند ساقه کاکتوس توسط تیغ هایی محافظت می شود کاکتوسها برگهای خیلی کوچکی داشته و یا اصلا برگ ندارند.

نیلوفر:


img/daneshnameh_up/5/50/Niloofar.jpg

این گیاه آبی خوشبو از ریشه رشد می کند ریشه این گیاه درون گل کف آبگیرها و دریاچه ها می خزد و رشد می کنداین گیاه هر ساله برگهایی تخت شناوری را درمیآورد که روی آنها گلهای سفید بزرگ که عمدتا" توسط سوسکهای کوچک گرده افشانی میشود قرار دارد. این گیاه همچنین محل زیست کوچکی برای حیوانات آبی فراهم می کند حلزونها غالبا" تخمهای خود را به زیر برگهای این گیاه می چسبانند و ماهیها از برگهای این گیاه جهت پوششی که مانع شود آنها از بالا دیده شوند استفاده می کنند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:32  توسط محسن علی اصغری  | 

محیط زیست

  • دید کلی

    هر یک از شاخه‌های علوم برای خود موضوع خاصی دارند و اساس دلیل تمایز شاخه‌های مختلف تفاوت در موضوعات مورد بحث آنهاست. بر این اساس مجموعه دانسته‌های انسان درباره موجود زنده و اختصاصات آنها در چهارچوب دانش زیست شناسی جمع بندی می‌گردند. اما به دلیل وسعت موضوع شاخه‌های فرعی زیست شناسی انتظام یافته و هر یک از شاخه‌ها ، موجودات زنده را در اشلهای مختلف بررسی و تحقیق می‌نماید. اکولوژی را با عبارات زیر می‌توان تعریف کرد: مطالعه روابط متقابل بین موجودات زنده و محیط ، مطالعه ساختمان و کیفیت وقوع پدیده‌های زیستی در طبیعت ، مطالعه ساختمان و نحوه عملکرد طبیعت و مطالعه ساختمان و فیزیولوژی طبیعت.

    مباحثی که در اکولوژی مطرح می‌شود به صورت زیر است. تولید و تجزیه اکوسیستمها ، جریان ماده و انرژی در اکوسیستمها ، چرخه‌های بیوژئوشیمیایی ، هرمهای اکولوژیک و زنجیره‌های غذایی، انواع زیستگاهها ، آلودگیهای زیست محیطی .... اکولوژی از بین دانشهای بشر تنها رشته‌ای که به عواقب علم و تکنولوژی می‌اندیشد و نگران افزایش علم و دخالت انسان در محیط است. جمعی اکولوژی را "علم ضد علم" نامیده‌اند چون سعی دارد نقش ترمز را روی ماشین علم و قدرت انسان بازی کند.

    تقسیمات اکولوژی

    اکولوژی را بر مبنای شرایط مطالعه به دو بخش می‌توان تقسیم کرد.

    اتواکولوژی (Autoecology)

    از دید مکتب فرانسوی اگر یک موجود زنده به تنهایی در ارتباط با محیط مطالعه شود و هیچگونه رابطه‌ای با موجودات زنده دیگر در محیط نداشته باشد این نوع مطالعه اتواکولوژی است. مثلا گیاهان در مناطق نزدیک قطب یا در بیابانها در فواصل بسیار دور از همدیگر رشد و زندگی می‌کنند و عملا هیچگونه ارتباط زیستی اعم از حمایت یا رقابت با همدیگر ندارند، مطالعه در چنین محیطهایی داخل بحث اتواکولوژی قرار دارد. در مکتب آمریکایی اگر موجود زنده‌ای به حالت منفرد و یا عده‌ای از افراد متعلق به یک گونه واحد در رابطه با محیط بررسی شوند این مطالعه اتواکولوژی است.

    سین اکولوژی (Synecology)

    وقتی موجود زنده در کنار موجودات زنده دیگر اعم از اینکه به گونه واحد یا گونه‌های متعددی متعلق باشند، زندگی کند، مطالعه اکولوژی چنین موجودی در محدوده بحثهای سین اکولوژی می‌باشد. یا به عبارت دیگر اگر موجود یا موجودات زنده در جمع سایر موجودات زنده مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه از نوع سین اکولوژی است. مثلا مطالعه یک درخت بلوط یا درختان بلوط در یک جنگل و در جمع سایر گیاهان و جانوران.



    عکس پیدا نشد

    تفاوت اکولوژی و فیزیولوژی گیاهی

    تفاوت اساسی اکولوژی و فیزیولوژی گیاهی این است که دانش فیزیولوژی اثرات فرد فرد عوامل محیط را در شرایط آزمایشگاهی بر روی پدیده‌های حیاتی بررسی می‌کند. به این معنی که کلیه عوامل محیط را مصنوعا و در یک حد ثابت در آزمایشگاه ایجاد می‌نماید و آنگاه اثرات نوسان یک عامل را بر روی پدیده‌های زیستی مطالعه می‌کند. ولی دانش اکولوژی اثرات عوامل محیط را در شرایط طبیعی در روی موجودات زنده بررسی می‌نماید.

    فرق اساسی شرایط آزمایشگاهی و طبیعت در این نکته است که وقتی یکی از عوامل محیط در طبیعت تغییر می‌کند، عده ای از عوامل و شرایط دیگر محیط به تبعیت از همان عامل نوسان می‌کنند. به همین لحاظ دشواری بسیار مهم مطالعات اکولوژی پیچیدگی شرایط مطالعه است. به علاوه اکولوژی به اثرات موجودات زنده در روی محیط نیز عمیقا توجه دارد.

    مباحث مورد بحث در اکولوژی عمومی

    اکوسیستم

    کلیه موجودات زنده یک ناحیه مفروض را که با محیط فیزیکی خود در کنش متقابل هستند. بطوریکه جریان انرژی در آن موجب پیدایش ساختمان مشخص تغذیه‌ای ، تنوع زیستی و گردش مواد گردد و چرخه دقیقا یا تقریبا بسته برای انتقال مواد بین محیط و موجودات زنده برقرار گردد که تثبیت و انتقال انرژی خورشید را ممکن سازد، اکوسیستم نامیده می‌شود. مباحثی که در داخل اکوسیستم بحث می‌شود شامل این موارد است. اجزای اکوسیستم ، فاکتورهای محیطی و شیمیایی در اکوسیستم ، تولید و تجزیه در اکوسیستم ، جریان ماده و انرژی در داخل اکوسیستم ، تولیدات غذایی در اکوسیستم ، زنجیره‌های غذایی و شبکه غذایی و هرمهای اکولوژیکی.

    اصول کلی در مورد مطالعه محیط

    یکی از این اصول میدان اکولوژی یا نیش اکولوژی می‌باشد. منظور از میدان اکولوژی یک موجود زنده مجموعه‌ای از شرایط محیط است که موجود زنده در طبیعت تحت آنها زندگی می‌کند. در این محدوده باید دامنه نوسان محیط و اثرات آنرا در روی پدیده‌های حیاتی بررسی و مشخص کنیم. از اصول دیگر می‌توان به عوامل محدود کننده اشاره کرد. در این مورد دو قانون مینیمم و تحمل بحث می‌شود.

    قانون مینیمم می‌گوید که عنصر غذایی که کمترین مقدار را در محیط زندگی جاندار حائز است میزان رشد و نمو آن را تعیین می‌کند. قانون مینیمم در طبیعت حکومت می‌کند. قانون تحمل می‌گوید که وفور و یا شدت عوامل اکولوژیکی می‌توانند مرزها و امکانات رشد و زندگی جانداران را محدود و معین سازند. در این مقوله تطابق موجودات زنده با عوامل محدود کننده ، شرایط مناسب یا Optimal در ارتباط با عوامل محدود کننده بحث می‌شود.

    جمعیت

    مفهوم و معنای کلمه جمعیت برای اذهان همه مردم آشناست. وقتی می‌گوییم جمعیت ایران ، منظور همه ایرانیانی است که در یک زمان معین در کشور ایران زندگی کرده یا می‌کنند. از نظر اکولوژی نیز تعریف جمعیت اساسا بر این مبنا است. جمعیت مجموعه افراد متعلق به یک گونه است که در یک فضای معین و در یک زمان مشخص زندگی می‌کنند. زندگی موجودات در حالت انفرادی و اجتماعی عمیقا باهم تفاوت است. بررسی جوامع زنده بخش مهمی از دانش اکولوژی را تحت عنوان سین اکولوژی تشکیل می‌دهد.

    آلودگیهای محیط زیست

    ورود هر نوع ماده خارجی به آب ، هوا و خاک به میزانی که کیفیت فیزیکی ، شیمیایی یا بیولوژیکی اجزای محیط را تغییر داده و به حال موجودات زنده مضر باشد، آلودگی نام دارد. مباحثی مرتبط که در اکولوژی مطرح می‌شود شامل مواد آلاینده طبیعی ، مواد آلاینده مصنوعی ، تقسیم بندی آلودگیها ، اثرات مواد آلاینده و آلودگی توسط مواد رادیواکتیو می‌باشد.



    عکس پیدا نشد

    زیستگاهها

    زیستگاهها به مکانهایی اطلاق می‌شود که موجود زنده گیاهی و جانوری در آنجا زندگی می‌کنند. فاکتورهای زیادی تعیین کننده نوع زیستگاه موجودات زنده است. زیستگاهها 4 نوع هستند: زیستگاههای خشکی ، زیستگاههای آبی ، زیستگاههای هوایی و زیستگاههای زیرزمینی. که مطالعه این محیطها و موجودات در آنها در محدوده علم اکولوژی قرار دارد.

    ارتباط اکولوژی با سایر علوم

    اکولوژی با رشته‌های فیزیولوژی گیاهی ، گیاه شناسی ، جانور شناسی ، ژنتیک و میکروبیولوژی در ارتباط است.

    مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:25  توسط محسن علی اصغری  | 

گیاه شناسی

 




 

دیدکلی

گیاه شناسی شاخه‌ای از زیست شناسی است که با گیاهان سروکار دارد. که چند نوع گیاه وجود دارند؟ چگونه زندگی و رشد می‌کنند. چه طور نسبت به محیط اطراف خود واکنش نشان می‌دهند نسبت به چه امراضی حساس هستند و مهمتر از همه آنکه به چه نحوی گیاهان در زندگی روزمره ما تاثیر می‌گذارند. مطالعه بیشتر دید روشن‌تری نسبت به وابستگی انسان به گیاهان و تاثیر زیادی که آنها در منشا و پیشرفت تمدن داشته‌اند به دست می‌دهد. و به مطالعه علمی گیاهان می‌پردازد. بطور قراردادی ، گیاه شناسان به بررسی کلیه موجودات زنده‌ای که عموما جزء گونه‌های حیوانات محسوب نمی‌شوند می‌پردازند، یعنی موجودات زنده‌ای ‌که ثابت بوده یـا به پایه‌ای متصلند، هدف بررسی گیاه شناسان هستند.

بنابراین پیشرفتهای حاصل در دانش اقسام گوناگون حیات موجب ایجاد حوزه‌های دیگر مطالعات تخصصی ، جدا از گیاه شناسی برای این موجودات "شبیه گیاه" شده است. امروزه رشته‌ای به نام
قارچ شناسی به مطالعه قارچها ، میکروبیولوژی به بررسی ویروسها و باکتریها و رشته جلبک شناسی به بررسی جلبکهـــــا می‌پردازد. امروزه موجودات زنده جزء این سه گروه (بیشتر قارچها ، جلبکها و میکروبها) دیگر در قلمرو گیاهان ، مورد بررسی قرار نمی‌گیرند اما هنوز هم توجه گیاهان شناسان به آنها معطوف می‌باشد.

img/daneshnameh_up/0/02/180px_US_long_grain_rice.jpg

تاریخچـــــــه

در بین کارهای آغازین مربوط به گیاه شناسی که تقریبا 300 سال قبل بعد از میلاد نوشته شده دو رساله بزرگ توسط تئوفراستوس (فیلسوف یونانی) دیده می‌شود: درباره تاریخچه گیاهان (Historia Plantarum) و درباره اهداف گیاهان. این دو کتاب روی هم بیشترین تاثیر را در دوران باستان و قرون وسطی در علم گیاه شناسی داشته‌اند. Dioscorides نویسنده رومی شواهد مهمی مبنی بر دانش یونانیان و رومیان درباره گیاهان دارویی ارائه می‌دهد.

Robert Hooke در سال 1665 با استفاده از یک میکروسکوپ ابتدایی ،
سلول را در چوب پنبه و اندک زمانی بعد در بافت گیاه زنده کشف کرد. او با نگاه به یک برش باریکی از چوب پنبه نوشت : من توانستم تعداد بسیار زیادی منفذ و سوراخ در آن مشاهده کنم که بیشتر شبیه کندوی عسل هستند. این روزنه‌ها یا سلولها عمق زیادی نداشتند اما تعداد بسیار زیادی جعبه کوچک محسوب می‌شوند. (Leonhart Fuchs) نویسنده آلمانی ، (Conrad Gessner) نویسنده سوئیسی و (Nicholas Culpeper) و (John Gerard) نویسند‌گان انگلیسی یک کتاب گیاهی منتشر کردند که اطلاعاتی را درباره گیاهان داروئی ارائه می‌کرد.

انواع مختلف گیاهان

یک گردش کوتاه در داخل جنگلها یا مزارع هنگام تابستان یا پاییز ، اختلافات وسیعی را از نظر شکل و ساختمان در گیاهان آشکار می‌سازد. بعضی ، درختانی مرتفع هستند، عده‌ای علفهایی کوتاه می‌باشند. بعضی گلهای زیبا دارند و بذر تولید می‌کنند. حال آنکه عده‌ای ، نظیر سرخسها به هیچ وجه تولید گل نمی‌کنند. اما بوسیله ساختمانهایی بسیار کوچک به نام اسپور تکثیر می‌شوند. بعضی روی زمین و بعضی در آب زندگی می‌کنند این اختلافات وسیع باعث شده که گیاه شناسان گیاهان را در گروههای مختلفی تقسیم کنند. و بر اساس شباهتها و یا روابط بنیانی تمام گیاهان به چند گروه بزرگ تقسیم می‌شوند.

  1. ساده‌ترین این گیاهان ، باکتریها هستند که اکثرا تک سلولی می‌باشند. عده‌ای از این باکتریها موجب امراض سخت در انسان و حیوان و گیاه می‌شوند ولی بسیار دیگر برای انسان مفید می‌باشند.

  2. قارچها مانند باکتریها تماما فاقد رنگیزه‌های کلروفیل سبز که لازمه زندگی مستقل هستند می‌باشند و از این رو باید غذای خود را از موجودات دیگر بدست می‌آورند برخی قارچها سبب امراض انسانی و حیوانی می‌شوند و بسیاری نیز برای انسان مفید هستند.

  3. جلبکها به صورت غوطه‌ور در آب یا در شرایط مرطوب می‌رویند و محتوی رنگیزه‌های نوری مانند کلروفیل سبز می‌باشند و از این رو گیاهان مستقلی هستند برخی تک سلولی و برخی به صورت کلنی می‌باشند. و پایه غذایی تمام جانوران آبزی می‌باشند از این رو از اهمیت اقتصادی برخوردارند.

  4. خزه‌ها و پنجه گرگیان ، گروهی از گیاهان را تشکیل می‌دهند. که در محلهای مرطوب سراسر جهان می‌رویند و فاقد ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند.

  5. سرخسهای معمولی و دم اسبیان با داشتن تنه‌های گیاهی کاملا متمایز از جلبکها و قارچها و پنجه گرگیان و خزه تفاوت دارند و دارای ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند‌. و سیستم آوندی کاملا مشخص دارند. ولی به دلیل عدم تولید گل ، میوه یا بذر از گیاهان عالی متمایزند.

  6. توسعه یافته‌ترین گیاهان با بزرگترین تغییرات ، گیاهان بذردار می‌باشند. آنها دارای ریشه‌ها ، ساقه‌ها و برگهای حقیقی و یک سیستم آوندی کاملا توسعه یافته می‌باشند هر چند مهمترین صفت ویژه در مورد آنها این امر است که بذر تولید می‌کنند. اکثر گیاهان زراعی ، درختان ، درختچه‌ها و گیاهان گلدار به این گروه تعلق دارند. گیاهان بذردار به دو گروه اصلی یعنی بازدانگان و نهاندانگان تقسیم می‌گردند. بازدانگان بوسیله تولید بذر بدون پوشش مشخص می‌شوند یعنی بذرها در میوه محصور نمی‌شوند.

    نهاندانگان ، دارای گلهای کاملا توسعه یافته هستند و بذرهای خود را در یک ساختمان محصور شده که میوه نامیده می‌شود تولید می‌کنند. اعضای این گروه بسیار فراوان و تمام
    گیاهان گلدار معروف را دربرمی‌گیرند نهاندانگان به دو گروه مناسب کوچکتر تقسیم می‌شوند: تک‌‌لپه‌ایها و دولپه‌ایها.

نامگذاری علمی گیاهان
در گذشته نامگذاری گیاهان با روش صحیحی صورت نمی گرفت بلکه هر گیاه شناس روش خاصی را دنبال می نمود و بعضی از آنها برای نامگذاری گیاهان از نامهای محلی استفاده می نمودند . بکار بردن اصطلاحات و واژه های گیاهی در قرن هفدهم میلادی و بوسیله تورن فورت (Tournefort) دانشمند فرانسوی پایه گذاری شده و 698 جنس از گیاهان را نام گذاری کرد و خلاصه مشخصات هر یک از آنها را به زبان لاتین ذکر نمود.
لینه (Carlos linnaeas) گیاه شناس سوئدی که پدر گیاه شناسی لقب گرفته است هر چند کم و بیش روش تورن فورت را دنبال نمود ولی بسیاری از نامهای گیاهان را که بر پایه علمی و گل و میوه استوار نشده بود کنار گذاشت و در ذکر مشخصات هر گیاه، از بکار بردن افعال صرف نظر نمود که هنوز متداول می باشد.
لینه نیز روش خاصی برای نامگذاری علمی گیاهان بکار برد که بزودی بین گیاه شناسان متداول گردید. و جنبه علمی و بین المللی پیدا نمود. وی با بکار بردن اصطلاحی که معمولاً از دو کلمه لاتین و یا یونانی تشکیل میشود و یکی از آنها جنس و کلمه دیگر گونه آن گیاه می باشد، توانسته است گیاه شناسان را از بکار بردن نامهای متعدد محلی و یا جملات طولانی که برای نامیدن گیاهان بکار می رفته و مشکلاتی که برای شناساندن گیاهان در پیش بوده است رهایی بخشد و آنان را ترغیب نماید تا به تبعیت از وی به نامگذاری علمی گیاهان عالم بپردازند.
به این ترتیب نام علمی یک گیاه از دو کلمه جنس و گونه آن تشکیل می شود و نخستین حرف کلمه ای که معرف جنس می باشد با حروف درشت آغاز می گردد ولی نخستین حرف گونه معمولاً کوچک است مگر در موارد استثنائی که آن گونه منسوب به شخصی و یا محلی بوده و یا دارای خصوصیات و مشخصات بارزی باشد و در اینصورت با حرف درشت آغار می گردد.
گیاه شناسی که برای اولین بار گونه ای را مشخص می‌سازد.نام مناسبی برای آن گیاه انتخاب می کند و آن گیاه را بدان نام گذاری می کند سپس مخفف اسم خود را به آخر آن می افزاید مانند ممرز.Carpinus betulus L که کلمه اول آن جنس و کلمه دوم آن گونه گیاه می باشد و حرف L. مخفف اسم لینه است که این درخت را نام گذاری نموده است.
مشخصات هر گیاه که به این ترتیب نام گذاری می شود بزبان لاتین در یکی از مجلات علمی منتشر می شود و سند علمی این نامگذاری می باشد. به علت پیشرفته نبودن وسایل ارتباط جمعی در گذشته نسبت به زمان حال و عدم وجود ارتباطات علمی مناسب دانشمندان با یکدیگر چه بسا اتفاق می افتاد که یک گیاه در نقاط مختلف ، در یک زمان و یا در سالهای مختلف مورد مطالعه چند گیاه شناس قرار گرفته و در نتیجه به اسامی مختلف نام گذاری میشد، از این رو بسیاری از گیاهان سطح زمین دارای نامهای مترادف متعددی شده اند. چنانچه دو درخت یکی بنام درخت نوئل Picea abies L.Karst (L.) و دیگری بنام درخت نراد. Abies pectinata DC. که از درختان جنگلی قاره اروپاست هر یک دارای بیش از بیست نام مترادف است و درخت اوجا Carpinifolia Gled Ulmus دارای نه نام مترادف و درخت ملج Glabra Huds Ulmus دارای پنج نام مترادف است.
گاهی هم استثنائاً اتفاق می افتد که دو گیاه مختلف دارای یک نام علمی مشترک باشد و در اینصورت این دو هم نام می گردند چنانچه Ulmus glabra نام علمی مشترکی است که بوسیله Miller و Hudson تصادفاً به دو درخت ملج و اوجا گذارده شده است البته نام های مترادف و هم نام در بسیاری از موارد ممکن است اشکال ایجاد نکند ولی در بعضی موارد مثل نمونه درخت نرادر درخت نوئل باعث در دسر می شود.
در بین جنسهای مختلف گیاهان نیز گاهی هم نامی بنظر می رسد مثلاً نام عملی جنس بادام Amygdalus L. میباشد که از تیره Rosaceae محسوب میشود و بوسیله لینه نام گذاری شده است در صورتیکه هم نام آن را Amygdalus O. Kuntze به جنسی از نباتات تیره Stcreuliaceae نام گذارده است.
البته در نام گذاری ها گاهی نظریات شخصی و یا تعصبات منطقه ای نیز توسط بعضی دخالت داده میشود. از این رو انتخاب و استعمال یکی از نامهای مترادف از ابتدای قرن بیستم توجه دانشمندان گیاه شناس را بخود جلب نموده و برای رفع مشکلات موجود کنگره ای بنام کنگره بین المللی گیاه شناسی تاسیس نموده اند. اولین کنگره مزبور در سال 1905 میلادی در وین تشکیل گردید و مقرر شد هر پنج سال یک بار اگر شرایط کلی اقتضاء کند در یکی از کشورهای جهان تشکیل شود.
بطور کلی تصمیمات این کنگره مبتنی بر رعایت حق تقدم می باشد یعنی در بین نام های مترادف یک گیاه حق تقدم با نامی خواهد بودکه پیش از سایر نامهای مترادف بر آن گیاه گذارده شده است و در یکی از کتب و مجلات علمی و رسمی گیاه شناسی به چاپ رسیده باشد و در اینصورت آن نام بر سایر اسامی مترادف اولویت خواهد داشت

نام علمی:VETIVERIA ZIZANOIDES

نام لاتین:VETIVER GRASS

این گیاه چند ساله است و از خانواده گندمیان میباشد.به نوعی میتوان این گیاه

را بهترین گیاه برای تثبیت شیب ها معرفی کرد.ریشه های عمودی این گیاه 0.5

تا 1.5 متر طول دارد.برگ های سوزنی این گیاه نسبتا مستقیم ،طویل و سفت

هستند.طول این برگ ها تا 75 سانتیمتر و پهنای آن کمتر از 8 میلیمتر است.

مطالعات گیاهشناسی در در دانشگاه بانگالر(Bangalore) نشان داده است که با

وجودی که این گیاه شباهت های آناتومیکی  با دیگر گیاهان خانواده گندمیان دارد،از

نظر مورفولوژیکی از دیگر گیاهان این خانواده متمایز است.زیرا این گیاه دارای

گره های برجسته ای است که توسط برگ های افراشته پوشیده شده است.ریشه

 های این گیاه از جنس فیبر هستند.از نظر آناتومیکی،این گیاه هیدروفیت(آبدوست)

است.ولی به لحاظ سیستم ریشه ای گسترده و کارکرد گیاه ، در گروه زروفیت ها

(خشکی پسند ها) طبقه بندی میگردد.

از نظر مدیریتی ، تراکم بسیار زیاد این گیاه،داشتن ریشه های عمیق و قابل نفوذ و

راست و ساختار ساقه و برگ این گیاه مهمترین امتیازات این گیاه به شمار میروند.

تحقیقات نشان داده که این گیاه  در هر جایی رشد میکند و رویش  آن محدود به

 منطقه خاصی نیست.وقتی که این گیاه به فواصل 10سانتیمتری از هم

 و بر روی شیب کاشته شود خصوصیات بیولوژیکی این گیاه ، سد بسیار مناسبی

برای جلوگیری از رواناب زیاد به وجود میاورد و درپخش نیروهای هیدرولیکی بسیار

موثر  است.از دیگر خصوصیات این گیاه میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

این گراس از نوعC4 است.درمقابل خشکسالی بسیار مقاوم میباشد.در خاک های

کمتر از PH 3 وبیشتر از PH11 رشد میکند.در خاک های بسیار سمی که  منیزیم و

آلومینیوم و دیگر عناصر فلزی موجود در آن فراوان است ،مقاومت نشان میدهد.

در خاک های لاتوسل(Latosol) قرمز،ورتیسل های شکسته سیاه ،سنگلاخ های

کنار جاده،لاتریت ها ،خاک های شور(Saline) رویش میکند.تثبیت و عملکرد کامل و

مناسب این گیاه بستگی به نوع خاک ،بارندگی و حاصلخیزی دارد و بین 6 ماه تا 4

سال  طول میکشد.این گیاه از طریق تقسیم ریشه تکثیر میگردد و در ردیف های با

 فاصله 10 تا 15 سانتیمتری کاشته میشود.

Vetiver grass در مقابل آتش بسیار مقاوم است. تخقیقات نشان داده است که این

گیاه رواناب را تا57% و فرسایش خاک راتا80% کاهش میدهد.این گیاه در کشور

های مالزی،هند،جنوب آفریقاو برزیل به طور گسترده ای برای تثبیت کنار جاده ها

استفاده میگردد.و در بنگلادش بر ای کنترل سیل،کناره رودخانه و کانال ها

استفاده میگردد.این گیاه به دلیل قدرت زیاد ،ظرفیت جذب آب فراوان و پخش انرژی

هیدرولیکی میتواند ماهها به صورت کاملا غرقاب در آب زنده بماند.به همین دلیل در

کانالهای آبیاری و پروژ ههای کنترل سیلاب بسیار استفاده میگردد.

همچنین از روغن این گیاه نیز به طور تجاری استفاده میگردد.

vetiver grass        ریشه vetiver grassریشه13 فوتی vetiver graas vetiver grass

منبع: Vegetation and slopes

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:23  توسط محسن علی اصغری  | 

 مراتع علاوه بر نقشي که در تولید و تامین علوفه دارند دارای ارزشهای دیگری هم هستند.  محاسبات و ارزیابی های بین المللی  نشان داده است که ارزش یک هکتار مرتع در سال معادل ۲۳۲ دلار است که 25 درصد این مقدار مربوط به تامین علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزش های زیست محیطی است. به بیان دیگر مراتع ايران علاوه بر تولید 10.7 میلیون تن علوفه؛ تقریبا چهار برابر همین مقدار ارزشهای غیر مستقیمی دارند که معمولا در محاسبات اقتصادی نادیده گرفته می شود. نقش ديگر مراتع را بايد در جلوگيري از بروز پديده سيلاب دانست.

 برای روشن شدن مطلب چنانچه گردش‌ آب‌ در یک منطقه‌ نيمه‌ مرطوب‌ با پوشش‌ گياهي‌ بوته‌اي‌ را در نظر بگیریم، نزولات‌ آسماني‌ در اين‌مناطق‌ قبل‌ از تماس‌ مستقيم‌ با سطح‌ خاك‌، با شاخ‌ و برگ‌ پوشش‌ گياهي‌ برخورد نموده‌ و قسمت‌اعظم‌ انرژي‌ جنبشي‌ خود را كه‌ عامل‌ اصلي‌ تخريب‌ ذرات‌ خاك‌ مي‌باشد از دست‌ مي‌دهد، درنتيجه‌ نه‌ تنها بارندگي هاي‌ ملايم‌ و كم‌ دوم‌ بلكه‌ بارندگي‌هاي‌ شديد طولاني‌ نيز آن‌ اثر تخريبي‌مناطق‌ بدون‌ پوشش‌ گياهي‌ را ندارند. در اينگونه‌ مناطق‌ قسمتي‌ از نزولات‌ توسط‌ شاخ‌ و برگ‌پوشش‌ گياهي‌ كم‌ و بيش‌ متراكم‌، نگهداشته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سطح‌ خاك‌ به‌ حالت‌ بخار به‌هوا بر مي‌گردد. حدود 20 تا 25 درصد نزولات،‌ بسته‌ به‌ تراكم‌ پوشش‌ گياهي‌ و خصوصيات‌فيزيكي‌ خاك در سطح‌ زمين‌ جاري‌ شده‌ و بصورت‌ رواناب‌ از محيط‌ خارج‌ مي‌گردد و بقيه‌ هم‌ درخاك‌ نفوذ مي‌كند[1] .

حال چنانچه منطقهدارای پوشش‌ گياهي‌ فقير باشد، تراكم‌ پوشش‌ گياهي‌ در اين‌ مناطق‌بخصوص‌ در فصل‌ زمستان‌ بسيار كم‌ است. كمبود هوموس‌ (كودهاي‌ گياهي‌) موجب‌ ناپايداري‌خاك‌ گرديده‌ و در نتيجه‌ باعث‌ فشردگي‌ و كاهش‌ درجه‌ نفوذپذيري‌ خاك‌ مي‌گردد. نزولات‌آسماني‌ با هر شدت‌ و حالتي‌ كه‌ باشد تماماً و يا قسمت‌ اعظم‌ آن‌ به‌ سطح‌ خاك‌ مي‌رسد. دربسياري‌ از مناطق‌ پس‌ از برخورد اولين‌ قطرات‌ باران‌ به‌ خاك‌ نرم‌ آن‌ مناطق،‌ لايه‌ نفوذناپذيري‌ درسطح‌ خاك‌ بوجود مي‌آيد و در نتيجه‌ قسمت‌ اعظم‌ نزولات‌ در سطح‌ خاك‌ جاري‌ شده‌ و بصورت‌سيلاب از محيط‌ خارج‌ مي‌گردد.

در حال حاضر میزان علوفه توليدي مراتع ايران تامين كننده غذاي 37 ميليون واحد دامي در مدت 7 ماه از سال مي باشد در حاليكه از 124 ميليون واحد دامي كشور، حداقل 83 ميليون واحد دامي صرفاً از مراتع استفاده مي نمايند و اين كار يعني نابودي مراتع.   

ميزان علوفه توليدي سالانه در مراتع كشور حدود 10.7 ميليون تن علوفه خشك یا 5.8 میلیون تن T.D.N  [1]برآورد می شود. چنانچه میزان علوفه مورد نیاز یک واحد دامی در سال 276.5 کیلو گرم  T.D.N  و هر کیلو گرم علوفه مرتعی معادل T.D.N 0.55 در نظر گرفته شود. این میزان علوفه مي تواند تامين كننده غذاي 37 ميليون واحد دامي در مدت 7 ماه از سال باشد. در حاليكه بر اساس آمارهاي موجود در حال حاضر 124 میلیون واحد دامي در كشور موجود بوده[2] و حداقل 83 ميليون واحد دامي از كل دامهاي كشور صرفاً از مراتع استفاده مي نمايند و اين امر يعني چراي بيش از دو برابر ظرفيت مجاز،  سبب تداوم سير تخريب مراتع كشور شده و از طرفي افزايش مرگ و مير دامي به علت سوء تغذیه و كاهش توليدات آنها نتيجه ديگر اين امر است. مطالعاتي كه در مناطق مختلف صورت گرفته همه جا يك نتيجه داشته است و آن فشار زياد روي مراتع است و تعداد دام موجود اصلاً با ظرفيت مراتع سازگاري ندارد.

متاسفانه در مقابل افزايش تعداد دام جثه آن كوچك مي شود يعني هر چه بر تعداد دام اضافه مي شود وزن آنها كاهش مي يابد تا آنجا كه آمار و ارقام نشان مي دهد تا چندين سال پيش دامي كه به كشتار مي رسيد اگر لاشه اش حدود 40 كيلو وزن داشت اکنون به کمتر از 20 كيلو می رسد[3]. مسلماً دامي كه جهت دسترسي به علوفه در مراتع بايستي مدام به دور خود بچرخد و يا مسافتي طولاني راه برود و يا با نان خشك و كپك زده تغذيه شود وضعي بهتر از اين نخواهد داشت

به اين ترتيب علاوه بر جثه نحيف و لاغر ؛ افزايش درصد تلفات بره زائي را هم به دنبال خواهد داشت. از طرفي در اين رفت و آمدهاي مكرر دام در مراتع مناطق خشك، خاك سطحي زمين بوسيلة‌ سم دام نرم و به صورت پودر در مي آيد كه با كوچكترين نسيمي گرد و خاك به حركت در آمده و باعث آلودگي هوا بویژه در مناطق بیابانی شده و در صورت وزيدن بادهاي شديدتر طوفانهاي گردو خاك و شن و ماسه آرامش را از مردم سلب  كرده و باعث خسارات زيادي از جمله پر كردن كانالهاي آبياري و مزارع و ابنيه و جاده ها مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:8  توسط محسن علی اصغری  | 

نابودی جنگل ها


img/daneshnameh_up/1/1d/jangal.jpg
درختان در حال نابودی

زمانی تمام
اسپانیا بوسیله جنگل
پوشیده شده بود . کشورهای
زیادی برای دسترسی به مزارع
و کشتزارهای زیتون و درست
کردن راه، درختان را قطع کردند.
img/daneshnameh_up/e/e6/jangal1.jpg
میمون درختی (اورانگوتان)

میمونهای درختی فقط در جنگلهای
جنوب شرقی اسیا زندگی می کنند .
img/daneshnameh_up/3/32/jangal2.jpg
نژادهای در معرض خطر

وقتی یک جنگل کاج از بین می رود ،
بیشتر از آنکه ما درختان کاج
را از دست بدهیم ، نژادهایی
از حیوانات را از دست می دهیم.



جنگلها





هزاران سال پیش جنگلها بخش عظیمی از کره زمین را پوشانده بودند . جنگلها در تمامی بخشهای شرقی آمریکایی شمالی و بیشتر قسمتهای اروپای غربی گسترش پیدا کرده بودند. مناطق گسترده ای از آفریقا و آسیا بوسیله جنگلهای سرسبز پوشیده شده بود و این پوشش تقریباَ در همه مناطق گرمسیر امریکای جنوبی گسترش پیدا کرده بود. اما بعد ، شاید فقط بیش از 000/10 سال پیش ، تغییرات بزرگ آغاز شد . انسانها یاد گرفتند چکونه کشاورزی کنند و چگونه حیوانات اهلی را پرورش دهند و شروع به قطع درختان برای ساختن خانه برای خود کردند . هر چه جمعیت بیشتر شد ، حجم جنگلها رو به کاهش گذاشت و بعضی از آنها کاملاَ از بین رفت که به این پدیده جنگل زدایی می گوییم.




قسمتهایی از دنیا ، خصوصاَ چین و هند شمالی ، سالها پیش دچار جنگل زدایی شدند ولی قسمتهای خیلی کوچک از جنگلهای اولیه در این مناطق هنوز باقی مانده است. درمناطق دیگر مانند آمازون جنگل زدائی اخیراَ آغاز شده است ، اما در حال حاضر با سرعت فوق العاده در حال گسترش است . قسمتهای حاشیه ای رودخانه آمازون دارای مناطق وسیعی از جنگلهای بارانی در روی زمین می باشد ، اما این جنگلها با چنان سرعتی در حال قطع شدن و از بنی رفتن می باشند که حتی این منطقه هم در معرض نابودی می باشد. جنگلهای بارانی مناطق استوایی بسیار غنی بوده و دارای اکو سیستم پیچیده ای می باشند که میلیونها سال طول کشیده تا شکل بگیرند و در حال حاضر انواع گونه های گیاهان و حیوانات موجود در آن بیشتر از تمام زیستگاههای دیگر جهان می باشد.




جنگلهای بارانی خود وضعیت آب و هوایی خود را تعیین می کنند و به وسیله نگهداری از خاک از فرسایش خود جلوگیری می کنند . اما وقتی درختان آن را قطع می کنند ، تور حفاظتی پیچیده و وسیع آن فرو می ریزد و هزاران نژاد گیاهان و حیوانات در خطر انقراض نسل قرار می گیرند.




در مناطق سردتر جهان ، قطع درختان به خاطر الوار ، خطر اصلی تهدید کننده جنگلهای کاج می باشد . در آمریکای شمالی مناطق وسیعی از جنگلهای کاج برای تولید چوب و کاغذ دچار نابودی و قطع درختان شده اند. هر چند در این مناطق برنامه های ساخت جنگلهای مصنوعی برای جایگزینی درختان قطع شده اجرا می شود ، اما جنگلهای مصنوعی دارای تنوع نژادی محدودتری نسبت به جنگلهای طبیعی می باشند.




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:54  توسط محسن علی اصغری  | 

آبخیز داری چیست


آبخیز

آبخیز واحدی هیدرولوژیک است که به عنوان واحد فیزیکی , بیولوژیکی , سیاسی , اجتماعی و اقتصادی برای طراحی و مدیریت منابع طبیعی (آب , خاک , پوشش گیاهی) پذیرفته شده است. به عبارت دیگر آبخیز منطقه‌ای توپوگرافی است که توسط یک سیستم رودخانه زهکشی میشود.

تعریف آبخیز داری

آبخیزداری عبارت است از فرآیند تنظیم و اجرای اقدامات مناسب به منظور اداره منابع موجود در آبخیز , با کسب منافع , بدون آسیب رساندن به موجودیت این منابع.

دلایل ظهور علم آبخیزداری در اوایل قرن بیستم

  • کسب دانش و آگاهی بیشتر در مورد دوره هیدرولوژیک و عملکرد آن.
  • افزایش جمعیت و فشار حاصله از آن به اراضی و منابع آب.
  • افزایش بیش از حد مصرف آب که ناشی از پیشرفت فن آوری و بالا رفتن سطح زندگی مردم بوده است.
  • بروز مشکلات جدید و پیچیده مرتبط با آب از جمله مشکل وجود مناطق سیل گیر , ایجاد آلودگی آب , سکونت در مناطق خشک و ... .

هدف از آبخیزداری

هدف مدیریت منابع آبخیز عبارتند از: تحت کنترل درآوردن عملیات کشاورزی , دامپروری , ساختمان سازی , راهسازی , قطع درختان و بطور کلی هرگونه عملی چه مفید و چه مضر , چه مثبت و چه منفی , ارزیابی آنها و توجه به وضعیت آبخیز بر اساس خصوصیات زمین شناسی , خاک شناسی , پوشش گیاهی , اقلیم شناسی , هیدرولوژی و ارائه رهنمودها و پیشنهادها جهت اجرا و مدیریت صحیح در مورد همه عوامل طبیعی و زیستی هر اکوسیستم در واحدهای طبیعی خاص و اعمال مدیریت بر روی عواملی که در توزیع آب و کیفیت هیدرولوژیکی تاثیر دارند, تا به صورت مطلوب و علمی , خاک حوضه آبخیز از فرسایش حفظ گردد.

آبخیزداری الهی ترین نگاه به طبیعت است و آبخیزدار را میتوان پزشک طبیعت نامید. یک آبخیزدار خوب با بررسی دقیق و مطالعه علمی حوضه آبخیز , به تعبیری دردهای یک حوضه را شناخته , و در جهت درمان آن برنامه ریزی می‌کند. آبخیزداری با نگاهی خدا گونه عرصه طبیعت را برای زیست و بهره برداری انسان مهیا می‌کند. شاید این تعابیر کمی اغراق آمیز به نظر برسد, اما می‌شود تمام علوم را هدیه‌ای از جانب خدا برای حکومت بر کره خاک دانست. اگر ما با این دید به علوم نگاه کنیم, هرگز آنها را در راه نابودی نوع بشر به کار نخواهیم بست.

علوم مرتبط با آبخیزداری

یک پروژه ساده آبخیزداری از چند مطالعه مستقل تشکیل شده است که هر کدام کارشناس مربوط به خودش را می‌خواهد:
  1. مطالعه فیریوگرافی: این مطالعه به بررسی خصوصیات ظاهری آبخیز می‌پردازد.
  2. مطالعه هواشناسی: به طور کلی به بررسی اقلیم منطقه میپردازد.
  3. مطالعه هیدرولوژی: به بررسی آبهای موجود در منطقه میپردازد.
  4. مطالعه خاک شناسی: به مطالعه انواع خاکهای موجود در منطقه وپتانسیل های آن میپردازد.
  5. مطالعه زمین شناسی: به بررسی جنس ونوع سازندها و برخی عوامل مورفولوژیکی وقدمت سازندها وعوامل تشکیل آنها میپردازد.
  6. مطالعه فرسایش و رسوب: به بررسی انواع فرسایش در حوضه وفرسایش پذیری وپتانسیل رسوبگذاری رودخانه میپردازد.
  7. مطالعه پوشش گیاهی: به بررسی تیپهای مختلف گیاهی منطقه میپردازد وبرنامه چرا و شدت چرا را تعیین میکند ودرصد وجود کلاسهای مختلف را در حوضه مشخص میکند.
  8. مطالعه اقتصادی: به بررسی شاخصهای اقتصادی وارزیابی اقتصادی طرح می پردازد.
  9. مطالعه کشاورزی و اجتماعی: به بررسی عوامل کشاورزی واجتماعی آبخیز نشینان میپردازد,شاخصهایی از قبیل: جمعیت, تعداد خانوار, چگونگی کسب درآمد, تعداد دام,انواع محصولات کشاورزی منطقه و... در این مطالعه بررسی می شود.
  10. عملیات بیولوژیک: به ارائه طرحهای کاشت نهال, بذر کاری و... برای حفظ عرصه طبیعی آبخیز(از نظر پوشش گیاهی) وبهبود وضعیت آن , وتثبیت بیولوژیک خاک از طریق پوشش گیاهی می پردازد.
  11. عملیات مکانیکی: ارائه طرحهایی از قبیل احداث بندهای خاکی, گابیون, خشکه چین وعملیات ذخیره نزولات آسمانی از طریق احداث فارو, تراس وبانکت بندی در این مجموعه می باشد.
  12. تلفیق: به تعبیری عصاره مطالعات فوق می باشد که طرحی جامع وکلی ارائه میدهد وتعیین واحدهای کاری همگن از بخشهای تلفیق به حساب می آید که در آن نقشه های تهیه شده از هر گزارش روی هم قرار می گیرد و پلیگون های حاصل به عنوان واحدکاری معرفی می شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:49  توسط محسن علی اصغری  | 

بررسی جنگل های جهان

جنگلهای کاج کانادا


img/daneshnameh_up/7/7c/zagh.jpg
زاغ کبود

در جنگلهای کانادا در میان رسنتی ها
و روی زمین به جستجوی غذا می پردازد.
او از دانه ها و میوه های مغزدار
مانند فندق و همچنین حشرات و دیگر
جانوران کوچک تغذیه می کند.



تقریباَ تمام جنگلهای کانادا از درختان کاج تشکیل شده اند . زیرا تنها این درخت است که می تواند زمستانهای سخت این کشور راتحمل کند . در سواحل کوهستانی اقیانوس آرام درختها در اندازه های غیر عادی رشد می کنند و رشته ای از جنگلهای بارانی کاج را تشکیل می دهند . در نواحی دور دست شمال درختها به تدریج کوتاهتر و پراکنده تر می شوند تا اینکه نهایتاَ به توندرا تبدیل می گردند.


جنگلهای بارانی آسیای جنوب شرقی


img/daneshnameh_up/d/d8/jbasia.jpg
جنگل انبوه(برگ ریز)

جنگلهای بارانی بر اساس هوای مرطوب
و گرم سالانه رشد می کنند.




در جنگلهای آسیای جنوب شرقی ، گونه های بسیار متنوعی از گیاهان وجود دارد.فقط در شبه جزیره مالزی بیش از 2500 گونه درخت مشاهده شده که این تعداد بیش از درختان تمام آمریکای شمالی است . این جنگلها ، زیستگاه دو گونه رو به افزایش حیوانات بسیار کمیاب می باشد . این حیوانات عبارتند از : بوزینه درازدست (از نخستیان میوه خوار) و یوزپلنگ.




جنگلهای بارانی آمریکای مرکزی



img/daneshnameh_up/2/28/jbamrica.jpg
جنگل بارانی ساحلی ریکون




سرزمینهای متنوعی در آمریکای مرکزی وجود دارد ‎‎؛ همچنین نواحی مسطح ساحلی و سرزمینهای بلند (کوهها) آتشفشانی در این منطقه به چشم می خورند . زمانی تمام این ناحیه پوشیده از جنگل بود ‏‏، اما در طول چند دهه اخیر مناطق وسیعی از جنگلها نابود شده است . جنگلهای باقیمانده دارای انواع بسیار متنوعی از حیوانات ، مخصوصاَ پرندگان ، می باشند .






جنگلهای بارانی ونزوئلا


img/daneshnameh_up/3/30/jbvenezoela.jpg
آبشار آنجل ونزوئلا




آبشارهای آنجل در جنوب شرقی ونزوئلا در ناحیه ای قرار دارد که فرسایش خاک ، مناظر متفاوتی از قله های تخت و هموار را بوجود آورده است . کوهها توسط جنگلهای انبوه پوشیده شده اند ، و زیستگاه گیاهان و حیواناتی می باشند که در هیچ نقطه دیگری از جهان یافت نمی شوند.



جنگلهای کاج سیبری


img/daneshnameh_up/3/3c/samoor.jpg
سمور

سمور بومی سیبری دارای پوستی
پر پشت است و بخاطر پوستش
تا مرز نابودی شکار شد.


سیبری سرزمین بیکرانی است با بیشترین تغییر دمای سالانه بر روی زمین . زمستانهایش طولانی و سرد هستند در حالیکه تابستانهایش کوتاه و اغلب بسیار گرمند . قسمت اعظم سیبری پوشیده از جنگلهای کاج است . در شرق این ناحیه درختان کوتاه کاج سیاه تا 320 کیلومتری (200 مایلی) شمال قطب شمال امتداد یافته اند و این ناحیه را به شمالی ترین جنگلروی زمین مبدل ساخته اند . در نواحی دور دست شمالی ، جنگلها باز و تکه تکه هستند و نوع خاصی از زمینهای جنگلی به نام تایگا را بوجود آورده اند.



جنگلهای بارانی آفریقای مرکزی


img/daneshnameh_up/3/3f/jbafrigha.jpg
جنگلهای کوهستانی

بیشتر جنگلهای بارنی آفریقای مرکزی
در ارتفاعات بالا قرار دارند.




بزرگترین منطقه جنگل استوایی و بارانی آفریقا در ناحیه عبور رودخانه کنگو قرار دارد . تنوع گیاهی در این جنگلها به میزان جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی و آسیا نیست. جنگلهای بارانی آفریقای مرکزی شامل تعدادی از درختان ماهون آمریکایی می گردد که معمولاَ بخاطر چویشان آنها را قطع می کنند . این جنگل انبوه زیست گاه اوکاپی، یک حیوان خجالتی شبیه به زرافه می باشد که در تاریخ 1901 به جامعه بیرون از محیط خود معرفی شد.





+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:42  توسط محسن علی اصغری  | 

تعریف رشته جنگل داری و دانشگاهای مربوط

مقدمه

جنگل و جنگل داری مانند بسیاری از رشته هایی که به طور مستقیم با طبیعت درگیر هستند در کشورهای در حال توسعه مهجور و مظلوع واقع شده است .
هنوز در کشوری مانند ایران زمان بسیاری نیاز است تا مردم با طبیعت ، حیوانات و گیاهان سرآشتی بگذارند .
فرهنگ سازی در این زمینه بسیار ضروری است و این مطلب را می توان به راحتی از اخبار تلویزیون فهمید به همین خاطر و به منظور تامین نیروهای کارآمد برای حفاظت ، احیا و بهره برداری مستمر و اداره صحیح جنگلها لازم است افرادی که در این زمینه از کارایی و آگاهی کافی برخوردار باشند ، تربیت شوند.
فارغ التحصیلان این رشته با استفاده از دانش و اطلاعاتی که در این دوره کسب می نمایند، خواهند توانست ثروتهای طبیعی نهفته در جنگلها را در جهت تامین نیازهای مردم ، با برنامه ریزی صحیح بکار گیرند.

1-
تعریف و هدف:

جنگلداری عبارتست از بکارگیری مجموعه ای از علوم و فنون که درجهت شناخت جوامع مختلف جنگلی و آگاهی از کیفیت و کمیت آنها ، پرورش توده های جنگلی ، بهره برداری مستمر از تولیدات جنگل ، روشها ی مختلف قطع و استحصال و حمل درختان افکنده و بالاخره حفاظت ، احیا و توسعه مناطق جنگلی بعنوان تولید کننده ماده اولیه (چوب ) و تعدیل و تنظیم کننده شرایط آب و هوایی و خاکی مورد استفاده قرار می گیرد.
هدف از ایجاد دوره کارشناسی ناپیوسته رشته جنگلداری ، تربیت کارشناسانی است که با فراگیری مطالب لازم در ادامه تحصیلات خود بعد از دوره کاردانی بتوانند بعنوان کارشناس در زمینه های ذکر شده انجام وظیفه نمایند و بخصوص قادر به تهیه طرحهای جنگلداری و ناظر براجرای صحیح آنها باشند و در مناطق جنگلی مشغول بخدمت گردند.

2-
طول دوره و شکل نظام :

براساس مصوبات شورای عالی برنامه ریزی طول دوره کارشناسی ناپیوسته رشته جنگلداری دو سال (بطور متوسط ) و حداکثر مجاز طول دوره سه سال می باشد.
هر سال تحصیلی دارای دو نیمسال می باشد و هر نیمسال شامل 17 هفته آموزشی است.
نظام آموزشی این دوره براساس واحدی برنامه ریزی شده و هر واحد درس نظری شامل 17 ساعت و هر واحد عملی شامل 34 ساعت آموزشی می باشد.

4-
تعدادواحدهای درسی :

واحدهای درسی دوره کارشناسی ناپیوسته جنگلداری 78 واحد به شرح زیر است :

  • دروس عمومی 12واحد
  • دروس پایه 16//
  • دروس اصلی 38//
  • دروسی تخصصی 22 //


6-
ضرورت و اهمیت

باتوجه به اینکه جنلگهای ایران قسمتی از منابع طبیعی قابل تجدید کشور می باشد که در زمره اموال عمومی بوده و اداره و برنامه ریزی آنها بعهده دولت می باشد ، لذا باید در بخش دولتی مدیران و برنامه ریزان قابلی وجود اشته باشند تابا تهیه طرحها و برنامه ریزی صحیح و نظارت برحسن اجرای آنها ، از این منابع لایزال خدادادی بطور صحیح بهره برداری اصولی و مستمر نموده و از انحطاط و تخریب آنها جلوگیری و در احیا و توسعه آنها کوشش کنند.
لازمه یک چنین برنامه هایی تربیت افراد متخصص با بینش و آگاهی کافی در زمنیه های مختلف جنگل می باشد که بطور اختصار در تعریف و هدف از آنها نام برده شد.

7-
شرایط گزینش دانشجو:

داوطلبی این رشته علاوه برداشتن شرایط عمومی و اختصاصی دوره کارشناسی ناپیوسته رشته های منابع طبیعی باید فارغ التحصیل دوره تکنولوژی جنگلداری یا دوره کاردانی منابع طبیعی باشند.
در رابطه با فارغ التحصیلان دوره کاردانی منابع طبیعی تطبیق لازم توسط گروههای آموزشی دانشکده های مجری صورت گرفته و دروس کمبود باید توسط دانشجو اخذ گردد.






سطوح رشته

 

ردیف

نام دانشگاه

کاردانی

کارشناسی

ارشد

دکترا

1

آزاد- آزاد شهر

*

 

 

2

آزاد- آمل

 

*

 

 

3

آزاد- سواد کوه

 

*

 

 

4

آزاد- علوم و تحقیقات تهران

 

 

*

 

5

آزاد- قایم شهر

 

*

 

 

6

آزاد- لاهیجان

 

*

 

 

7

آزاد- نوشهر و چالوس

 

*

*

 

8

آزاد- کرمانشاه

 

*

 

 

9

تربیت مدرس

 

 

*

 

10

تهران

 

*

*

 

11

سنندج

 

*

 

 

12

علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

 

*

 

 

13

گیلان

 

*

 

 

14

لرستان

 

*

 

 

15

مازندران

 

*

 

 







درسهای رشته

 

ردیف

نام درس

ردیف

نام درس

1

آشنایی با کامپیوتر

2

آمار و احتمالات

3

اخلاق و تربیت اسلامی 2

4

اقتصاد جنگل

5

اقتصاد عمومی

6

اگروفارستری

7

اندازه‌گیری جنگل 2

8

انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن از قرن سیزدهم

9

اکولوژی جنگل

10

برنامه نویسی کامپیوتر

11

پروژه

12

تاریخ اسلام

13

تربیت بدنی 2 (عملی )

14

جاده‌سازی 2

15

جامعه شناسی روستایی

16

جنگل شناسی 1

17

جنگل شناسی 2

18

جنگلداری 2

19

چوب شناسی

20

حمایت و حفاظت جنگل

21

حمل و نقل چوب

22

خاک شناسی جنگل

23

درخت شناسی

24

ریاضیات عمومی 2

25

زبان خارجی 2 (نظری و عملی)

26

زیست شناسی

27

ژنتیک

28

سیاست جنگل

29

شناخت حیوانات شکاری

30

فارسی 2

31

قوانین و مدیریت منابع طبیعی

32

متون اسلامی (آیات و احادیث)

33

محصولات فرعی جنگل

34

هوا و اقلیم شناسی

35

هیدورلوژی عمومی

36

کارآموزی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 14:34  توسط محسن علی اصغری  | 

اینم یه عکس از برج ایفل در پار یس

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 0:35  توسط محسن علی اصغری  | 

اینم یه عکس از فرودگاه شهر هامبورگ آلمان

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 0:1  توسط محسن علی اصغری  | 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 0:0  توسط محسن علی اصغری  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:54  توسط محسن علی اصغری  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:50  توسط محسن علی اصغری  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:46  توسط محسن علی اصغری  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:41  توسط محسن علی اصغری  | 

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:36  توسط محسن علی اصغری  | 

عکس ماهواره ای از نوشهر و ایران

Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 23:34  توسط محسن علی اصغری  | 

عکس هوایی

یک سی دی از عکس های هوایی از مازندران و چند استان هم جوار دارم دانشجویانی که مایل به داشتن ای عکس ها هستند به در بخش نظرات شماره تماس یا ایمیل خودشونو بزارند

در ضمن عکس هوایی رنگی از هر نقطه کره زمین که بخواید موجوده

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 0:27  توسط محسن علی اصغری  | 

عکس هوای

یک عکس هوایی کامل و جامع برای درس عکس های هوایی

http://maps.google.com/maps?q=Rachel,NV&ll=37.042165,-116.023028&spn=0.010579,0.014076&t=k&hl=en

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 23:13  توسط محسن علی اصغری  |