X
تبلیغات
مهندسی منابع طبیعی

مهندسی منابع طبیعی

دانشجویان جنگلداری دانشگاه آزاد نوشهر و چالوس

جنگل های ایران

مقدمه

تفاوت آب و هوا و اختلاف درجه گرما در نقاط مختلف کشور ، انتشار درختان جنگلی و تقسیمات جغرافیایی ویژه گیاهی را سبب شده است. در شمال ایران جنگلهای انبوه و مرطوب پایگاه ویژه خود را بوجود آورده‌اند. آب و هوای مناطق شمالی کشور تقریبا مشابه آب و هوای نواحی اطراف دریای مدیترانه می‌باشد. بخشهای شرقی و غربی کشور ، حوزه پخش جنگلهای خشک و تنک و سواحل جنوبی ایران که جزء نواحی گرمسیری و حاره محسوب می‌شود، دارای جنگلهای تنک از گونه درختان نواحی گرمسیری است و با جنگلهای سایر نقاط کشور کاملا متمایز می‌باشد.



تصویر

جنلگهای شمال

از کوههای ارسباران و آستارا شروع شده و به جنگلهای خشک مشرق منتهی می‌شود. این جنگلها دامنه شمالی سلسله جبال البرز را می‌پوشانند. آستارا که مبدا جنگلهای مرز محسوب می‌شود. دارای آب و هوای خیلی مرطوب و معتدل می‌باشد. مقدار بارندگی در این منطقه در سال به یک متر بالغ می‌شود. آب و هوای نقاطی که دور از دریای شمال واقع هستند از قبیل کوهستانهای آذربایجان و نواحی شرقی گرگان دارای آب و هوای خشک‌تری است.

پخش و انتشار درختان جنگلی نیز به علت اختلاف آب و هوای و اختلاف بارندگی سالیانه ، در نواحی مختلف متغیر می‌باشد. درختان جنگلی نیز در صورت تغییر ارتفاع نقاط تغییر می‌یابد. درختانی که در نقاط ساحلی آستارا و تالش وجود دارند در سواحل مازندران وسایر نقاط و کرانه‌های دریای شمال دیده نمی‌شوند. از درختان جنگلهای شمال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • راش: این درخت بیشتر در نقاط کوهستانی دیده می‌شود و چوب آنها در مصارف صنعتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • سرخدار: بیشتر در ارتفاعات متوسط جنگلهای شمال دیده می‌شود. چوب سرخدار سخت و سنگین و دارای الیاف یکنواخت و رشد آن نامنظم است و نسبت به آفات گیاهی بادوام است.

  • بلند مازو: از سایر گونه ها فراوان‌تر است. چوب درختان جوان سخت‌تر از درختان مسن است.

  • کلهو (Diosperos): در کلیه جنگلهای مرطوب شمال وجود دارد.

  • آزاد: این درخت صنعتی در تمام جنگلهای شمال وجود دارد.

  • توسکا: در ایران دارای دو گونه ییلاقی و قشلاقی است. نوع ییلاقی این درخت در بیشترین نقاط جنگلهای شمال وجود دارد.

  • نمدار (زیرفون): پایگاه انتشار این درخت در جنگلهای شمال از آستارا تا مینودشت است.

جنگلهای نواحی خشک و استپی

ترکیب درختان نواحی خشک و استپی با ترکیب درختان نقاط مرطوب متفاوت است. بعضی از درختان در حد فاصل جنگل و استپ واقع شده‌اند و بعضی نیز تا مرز فوقانی و خاتمه جنگل بالا می‌روند.

جنگلهای جنوب ایران و گرمسیری

درختان جنگلی این نواحی اغلب با محیط سازش نموده و منظره خاصی را به خود گرفته‌اند. برخی از آنها مانند افوربیا فاقد برگ هستند و بعضی دارای برگهای گوشتی هستند. بعضی دیگر دارای ساختمان داخلی مشخص هستند مثلا برگ خرزهره دارای فرورفتگی‌های ویژه با کرکهای فراوان است که از تبخیر آب گیاه جلوگیری می‌کند.

درختچه‌های کویر

ساختمان درختچه‌های اطراف کویر نیز از لحاظ آب و هوا و جنس خاک با رستنی‌های سایر نقاط متفاوت و متمایز هستند مانند اسکنبیل که اغلب آنها یا فاقد برگ هستند و یا دارای برگهای گوشتی هستند.

درختان جنگلی میوه

فندق ، به ، کنار ، عناب ، انار ، سیب ، گلابی ، گوجه ، آلبالو ، انجیر ، انگور ، پسته ، بادام ، زرشک ، تمشک و ... از جمله این درختان هستند.



تصویر

جنگلهای پسته

در میان درختان جنگلی میوه دار جنگلهای ایران ، جنگلهای پسته چه از لحاظ وسعت پایگاه و حوزه چخش و چه از لحاظ اقتصادی ، از اهمیت خاصی برخوردار هستند. در جنگلهای خراسان ، بلوچستان ، فارس ، لرستان و کرمان درختانی از خانواده پسته وجود دارند که به نام بنه یا پسته وحشی خوانده می‌شوند. جنگل پسته خواجه کلات یکی از خالص‌ترین و بزرگترین جنگلهای پسته طبیعی ایران است. این جنگل در خط مرزی ایران و شوروی سابق در شمال خراسان و غرب سرخس و جنوب دشت قره قوم قرار دارد.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:47  توسط محسن علی اصغری  | 

اکولوژی گیاهی


از نظر انواع موجودات زنده مورد مطالعه ، دانش بوم شناسی به بوم شناسی گیاهی ، جانوری و انسانی تقسیم می‌شود. موضوع بوم شناسی گیاهی بررسی روابط بین گیاهان مختلف با خود و با محیط پیرامون آنهاست.

مقدمه

هر موجود زنده‌ای برای برخی از فرآورده‌ها و فرایندهای زیستی اساسی بطور انکارناپذیری به محیط زیست خود و بویژه به موجودات زنده دیگر وابسته است. لازمه بقا ، همبستگی گروهی است و بررسی چگونگی این همبستگیها مورد توجه دانش اکولوژی است. دانش اکولوژی مجموعه شناختهایی است که انسان درباره اثرات محیط بر روی موجودات زنده ، اثرات موجود زنده بر روی محیط و ارتباطات متقابل بین موجودات زنده دارد.


 



وقتی موجود زنده‌ای از لحاظ بوم شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، هدف این است که معلوم شود، چرا موجود مورد نظر در محیطهای خاص و تحت شرایط معینی زندگی می‌کند؟ شرایط محیطی چه اثراتی بر موجود زنده دارند؟ و موجود زنده به نوبه خود چه تحولاتی در محیط پدید می‌آورد؟ طبیعی است که خود انسان به عنوان یک موجود زنده ، متاثر از عوامل محیط و موثر بر روی عوامل طبیعت در چارچوپ مطالعات اکولوژی از توجه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

تعریف جامعه گیاهی

کوچکترین واحد اجتماعات گیاهی را جامعه گیاهی می‌نامند. یک جامعه گیاهی مانند سایر جامعه‌ها از افراد متعددی تشکیل یافته است که در بعضی صفات با یکدیگر شباهت دارند و همین اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرایط واحد برویند و به طریق همزیستی معنوی با یکدیگر زندگانی کنند. بنابراین دو اجتماع گیاهی که از لحاظ سیمای ظاهری و ترکیب و صفات بوم شناختی (فراوانی ، بارز بودن یا غلبه ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و ...) با یکدیگر مشابه باشند، جامعه گیاهی واحدی را تشکیل می‌دهند.

تعریف جامعه شناسی گیاهی

دانشی که اجتماعات گیاهی را مورد بررسی قرار می‌دهد و درباره صفات مختلف آنها ، تغییرات حاصل از نفوذ شرایط محیط در اجتماعات مذکور و همچنین تکامل این اجتماعات بحث و گفتگو می‌کند، جامعه شناسی گیاهی نامیده می‌شود. دانش جامعه شناسی اعم از اینکه جامعه مورد نظر انسانی یا جانوری یا گیاهی باشد، هیچ گاه با یک فرد از آن اجتماع سروکار ندارد، بلکه با گروه و توده افراد در ارتباط است.



تصویر

صفات بوم شناسی

صفات بوم شناسی عبارتند از: فراوانی ، بارز بودن ، تراکم ، اهلیت ، توانایی زیستی ، طبقه بندی ، وابستگی و غیره.

صفات مختلف بوم شناختی ، جامعه‌های گیاهی را از یکدیگر مشخص می‌کند و سبب تمایز آنها از یکدیگر می‌شود. مثلا فراوانی ، تعداد افراد یک گیاه در واحد سطح است و غلبه معرف پوشش و سطحی است که گیاه اشغال کرده است. بنابراین فراوانی و غلبه یک گونه گیاهی ، در جامعه‌های مختلف متفاوت است و یک گیاه ممکن است فراوان باشد، ولی پوشش زیاد نداشته باشد. بالعکس گیاه دیگر هر چند به فراوانی نوع اول نباشد، ولی ممکن است پوشش زیادی داشته باشد و از لحاظ غلبه بر او پیشی بگیرد.

بطور کلی در یک جامعه گیاهی یک یا دو گیاه غالب وجود دارد. گیاهان غالب ممکن است یک ساله ، چند ساله ، درختچه و یا درخت باشند که به نسبت بیشتری از محیط خود بهره‌مند می‌شوند. نامی که به یک جامعه گیاهی داده می‌شود، از گیاهان غالب آن جامعه گرفته شده است. مانند جامعه راشستان و بیدستان.

وابستگی گیاهان به جامعه‌های مختلف یکسان نیست. مثلا بعضی از گیاهان در جامعه‌های مختلف دیده می‌شوند و گیاه هر منطقه‌ای محسوب می‌گردند. در حالی که بعضی دیگر در جامعه‌های محدودتری ظاهر می‌شوند، لذا نمی‌توانند خود را با محیطهای مختلف و عوامل گوناگون سازش دهند و ناچار در همه جوامع دیده نمی‌شوند. بعضی دیگر فقط به جامعه خاصی بستگی دارند و در شرایط محدودی که در آن جامعه برایشان فراهم است، ظاهر می‌گردند. در چنین حالتی این گیاهان معرف آن جامعه محسوب می‌شوند.

عوامل پراکنش گیاهان

شرایط مختلف محیط در همه نقاط سطح زمین به یک میزان فراهم نیست و از این رو در نقاط مختلف ، گیاهان متفاوتی دیده می‌شوند. بطور کلی عوامل اکولوژی عبارتند از : عوامل آب و هوایی یا اقلیمی ، عوامل خاکی ، عوامل زیستی. این است که ترکیب و سیمای رستنیهای مختلف در هر گوشه جهان مشخص است و با نقاط دیگر تفاوت فاحش دارد. به عنوان مثال اختلاف تابش نور خورشید در عرضهای جغرافیایی مختلف در ترکیب و سیمای مدارات مختلف تغییراتی ایجاد می‌کند. بطوری که سیمای جنگلهای استوایی کاملا با سیمای جنگلهای معتدل فرق می‌کند.

با این حال اگر شرایط محیط در دو نقطه مساوی و یکنواخت باشد، نیز ممکن است در ترکیب رستنیهای آن دو نقطه اختلاف شدید مشهود گردد، زیرا موانع طبیعی بسیاری می‌توانند از پراکنش گیاهان در نقاط مناسب جلوگیری کنند. عوامل طبیعی مانند
اقیانوسها ، کوهها و بیابانها مانع کلی پراکندگی گیاهان در دو محیط مشابه‌اند و اگر این سدهای طبیعی ، قاره‌ها و خشکیها را از یکدیگر جدا نمی‌ساخت، شاید پراکنش بسیاری از گیاهان مختلف جهان سریع‌تر صورت می‌گرفت.




عوامل آب و هوایی

گیاهان تحت تاثیر آب و هوا قرار گرفته و شکل زیستی خاصی می‌یابند، یعنی شکل و سیمای ظاهری آنها تا حدی تابع آب و هوای محیطشان می‌شود و در این صورت می‌توانند کم و بیش از تقسیمات کلی آب و هوایی موثر واقع شوند. بدیهی است درختان و جنگلها همواره بر اثر تعریق ، مقدار متنابهی بخار آب دفع می‌کنند و بر مقدار بخار آب جو به میزان قابل ملاحظه‌ای می‌افزایند. در این صورت مناطق جنگلی همواره در اثر باران مشروب می‌شوند و دارای آب و هوای مرطوب‌اند. هر قدر تعداد درخت در محیطی کمتر باشد و به جای آن بوته‌های گیاه و چمنزار سطح خاک را بپوشاند، به همان نسبت از بارندگی محیط و رطوبت زمین کاسته می‌شود.

دما و بارندگی از عوامل اقلیمی مهمی هستند که ظهور گونه‌های مختلف گیاهی و رویش آنها را تعیین می‌کنند. دما بر فعالیتهای
تعرق ، تنفس ، رویش ، رشد و تولید مثل تاثیر می‌گذارد. بارندگی سالیانه عامل اصلی در تعیین انتشار گیاهان است. بطور کلی جنگلها ، نواحی پرباران را اشغال می‌کنند. صحراها در نواحی کم باران دیده می‌شوند و علفزارها در نواحی دارای بارندگی متوسط وجود دارند. نور سومین عامل اقلیمی مهمی است که در رشد گیاه ، گل دادن و فتوسنتز آن تاثیر بسزایی دارد. بسیاری از گونه‌ها نیازهای نوری نسبتا معینی دارند. برخی از آنها مانند رستنیهای کف جنگل ، برای رشد به نور کم و بعضی دیگر مانند درختان به نور زیاد دارند.

عوامل خاکی

عواملی که در پراکنش ، رشد و بقای گیاه تاثیر می‌گذارند، عبارتند از: دمای خاک ، مقدار آب ، اکسیژن ، مواد آلی ، مواد کانی و درجه اسیدی خاک. دمای خاک در رشد گیاه بویژه از لحاظ تاثیر در جذب آب و مواد کانی ، عامل موثری به شمار می‌آید. در دماهای پایین ، دراز شدن ریشه متوقف گشته، سبب کندی نفوذ آن به طبقات واجد آب و مواد کانی می‌شود، لذا میزان جذب آب و مواد کانی کاهش می‌یابد. باکتریها نیز در خاک سرد غیر فعال‌اند. بنابراین مواد کانی به اندازه کافی در دسترس ریشه قرار نمی‌گیرد. در این صورت کشتکاران ناگزیرند از کودهای نیتروژن‌دار استفاده کنند. دمای پایین خاک و هوا ، همراه با بادهای شدید ، سبب کوتاه ماندن گیاهان نواحی کوهستانی می‌شوند.



تصویر

عوامل زیستی

گیاهان در طبیعت همراه با سایر موجودات زنده ، اعم از جانور و گیاه ، زندگی می‌کنند و از این رو هر یک از آنها کم و بیش در زندگی موجودات دیگر تاثیر دارد. بطور کلی طبیعت میدان تنازع بقاست و ضعیف همواره مغلوب قویتر از خود می‌شود. جانوران و پستانداران گوشتخوار ، پستانداران علفخوار را طعمه خود می‌سازند و علفخواران از رستنیها و گیاهان وحشی تغذیه می‌کنند و کمک آنها به جامعه گیاهی فقط ریختن فضولات و تقویت جزئی خاک است.

خرگوش و موش و مورچه خسارات زیادی به جامعه‌های گیاهی وارد می‌سازند، ولی در اثر احداث راهروهای زیر زمینی خاک را تهویه می‌کنند و یا آنکه در پراکندگی دانه‌ها و سایر فعالیتها بوم شناسی موثرند. بنابراین جانورانی که در جامعه گیاهی زیست می‌کنند، هر در وضع محیط زیستی خود موثرند و اثرات سودمند یا زیانبخش بر روی آن جامعه باقی می‌گذارند و حالت تعادل را برقرار می‌سازند، بطوری که از بین رفتن یکی از آنها موازنه طبیعی آن جامعه را بر هم می‌زند و دگرگون می‌سازد.

تنازع بقا یکی از مسائل مهم زیستی جهان گیاهی و از خواص عمومی جوامع گیاهی به شمار می‌رود و در بین افراد یک گونه و یا گونه‌های مختلفی که در مجاورت یکدیگر می‌رویند و دارای نیازهای مشترک‌اند و به وجود دیگری نیاز ندارند، حکمفرماست. بنابراین تنازع بقا از مشخصات جامعه‌های گیاهی است.هنگامی که گیاه در شرایط مناسب می‌روید و در معرفی کمبود مواد غذایی و عواملی مانند نور و هوا واقع نشده است، یعنی ریشه آن به راحتی از آب و مواد غذایی استفاده می‌کند و ساقه و برگ آن نیز از نور و هوا بهره‌مند می‌گردد و بطور کلی مزاحمتی برای گیاه مجاورش فراهم نمی‌سازد، مسئله تنازع بقا مفهومی ندارد.

ولی پس از آنکه تعداد افراد رو به افزایش گذاشت و گیاهان مختلف با یکدیگر تماس نزدیک حاصل کردند و به عبارت دیگر ، اصطکاک منافع بین آنها ایجاد شد، گیاه قویتر ، گیاه ضعیفتر را حتی اگر از افراد همان گونه باشد، در مضیقه می‌گذارد و از شرایط زندگی و حق حیات محروم می‌سازد تا حدی که باعث از بین رفتن آن می‌شود. بنابراین تنازع بقا معرف کمبود مواد و عوامل مورد نیاز برای زندگی گیاه است و نشانگر آن است که آب و نور و مواد غذایی به حد کافی در اختیار کلیه گیاهان دیگر قرار ندارد.



تصویر

توالی گیاهی

بطور کلی مراحل تغییر تدریجی یک اکوسیستم را که در مدتی طولانی و در طول قرنها رخ می‌دهد، توالی گویند. در توالی بوم شناختی ، اجتماعات مختلف بطور متوالی و منظم در محل معینی پدید می‌آیند. ترتیب اجتماعات که از روی سنگ برهنه آغاز می‌شود و مثلا تا تشکیل یک جنگل بلوط و گردو ادامه می‌یابد، توالی اولیه نام دارد، یعنی قبلا اجتماعی در این محل وجود نداشته است.

در موارد دیگر اجتماعاتی که در گذشته بوده و از بین رفته‌اند، همچنان بر ویژگیهای محیط فیزیکی اثر خواهند داشت. به عنوان مثال این اثر وقتی رخ می‌دهد که جنگلی با آتش سوزی ویران شود. توالی در این محل یعنی روی خاکی آغاز می‌شود که با فعالیتهای اجتماعات پیشین تعدیل شده است. بنابراین ترتیب اجتماعات در مناطقی که قبلا در آنها اجتماع زیستی وجود داشته، نمونه‌های توالی ثانویه هستند.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:40  توسط محسن علی اصغری  | 

شناسایی گل ها

آلاله:

مقدمه

تیره آلاله شامل گیاهانی غالبا علفی و یا بندرت چوبی است. آرایش قطعات گل در این گیاهان مارپیچی یا نیم چرخه‌ای است. گلپوش ساده با کاسبرگهای گلبرگ مانند یا مضاعف و گلبرگهایی غالبا دارای نوشجای است. پرچمها بسیار متعدد دارای نظم مارپیچی و همچنین برچه‌های آزاد و فراوان هستند. میوه خشک و به صورت فندق یا برگه و محتوی دانه‌هایی سرشار از آلبومن است. تیره آلاله متعلق به راسته آلاله (Ranales) شامل 32 جنس و تقریبا 1200 گونه است. این تیره متعلق به رده دو لپه‌ایها است.



تصویر

محل پراکنش

تیره آلاله در واقع یکی از تیره‌های بزرگ نهاندانگان است و گیاهان آن بیشتر در نواحی معتدل و سرد و یا در نقاط کوهستانی نیمکره شمالی می‌روند. تعدادی از گونه‌های این تیره در آسیا ، اروپا و آمریکا انتشار دارند. همه آنها کم و بیش گونه‌های مجاور و نزدیک هم هستند و اصالت ساختار گل در این گونه‌ها ، حاکی از پیوند و خویشاوندی آنهاست. در ایران نیز تیره آلاله ، گونه‌های متعددی دارد.

صفات اساسی و بارز

  • استقرار قطعات گل به صورت مارپیچی ، حلقوی- مارپیچی یا نیمه حلقوی روی نهنجی برجسته و بلند به نام تالاموس.

  • آزاد بودن برچه‌ها (جدا برچه‌ای)

  • کثرت تعداد پرچمها با آرایش مارپیچی روی نهنج و همچنین گرایش شدید پرچمهای بیرونی در جهت تغییر شکل به ناپرچمیها و یا تبدیل آنها به نوشجای‌ها.

  • دارا بودن دانه‌هایی با جنین کوچک ، راست و محصور در محوری آلبومین آبدار یا گوشتی.




تصویر

رده بندی

  • طایفه کله‌ماتیده: این طایفه دارای دو جنس Atragene و کله‌ماتیس است.

  • طایفه آنمونه: جنسهای اصلی این طایفه عبارتند از: آنمون و تالیکتروم.

  • طایفه آلاله: فیکاریا و آدونیس از جنسهای مهم این طایفه هستند.

  • طایفه گل صد تومانی: این طایفه شامل جنسهای پئونیا و هیدراستیس است.

  • طایفه خربق: جنسهای اصلی این طایفه شامل ایزوپیروم ، سیاه دانه و خربق است.

اختصاصات دستگاه رویشی

آلاله‌ها بطور کلی گیاهانی علفی (به ندرت درختچه‌ای) ، بالا رونده و دارای دمبرگهای پیچیده و پیچکی هستند. این گیاهان غالبا مانند تک لپه‌ایها به علت دارا بودن اندامهای زیرزمینی متورم ، نظیر سوخ ، غده ، ریزوم و ریشه‌های متورم ، پایا و چند ساله‌اند. برگها بجز کلماتیس منفرد و متناوب است و غالبا دارای نیام رشد یافته و پهنکهایی به اشکال متفاوت هستند.

اختصاصات دستگاه زایشی

گلها گاهی نفرد یا انتهای هستند و یا به صورت گل آذینهای مختلف مانند گرزن و خوشه مجتمع شده‌اند. تیره آلاله در حالت کلی بی‌گلبرگ است. نهنج در این تیره همیشه برجسته و محدب است. تعداد قطعات گل بسیار زیاد است و به صورت مارپیچی در همان امتداد و دنباله آرایش برگ روی نهنج قرار می‌گیرند. گرده‌ افشانی در این گیاهان همیشه بوسیله حشرات انجام می‌شود. میوه اکثرا فندقه ، برگه یا کپسول است.



تصویر

کاربرد گیاهان تیره آلاله

بسیاری از گیاهان این تیره مانند آنمون و آدونیس به عنوان گیاهان زینتی در باغچه‌ها کاشته می‌شوند. در این تیره هیچ گونه‌ای دارای مصرف خوراکی یا صنعتی نیست و تقریبا همگی به علت دارا بودن گلوکوزیدها و آلکالوئیدها کم و بیش سمی هستند. بعضی از گونه‌ها از نظر پزشکی اهمیت فراوان دارند. مثلا آکونیتوم دارای آکونیتین و هیدراستیس حاوی بربرین و هیدراستین است. بعضی از آلکالوئیدهای این گیاهان در ساختن حشره کشها استفاده می‌شوند

 پامچال:


img/daneshnameh_up/1/1b/Pamchal.jpg


در بسیاری از بخش های اروپا گل پامچال علامت از راه رسیدن بهار است این گیاه اغلب در زیر درختان بالای آن برگ در آورده و راه نور را مسدود نمایند نمو کرده و گل می دهد دو نوع گل پامچال وجود دارد که اندکی با هم از لحاظ ساختمانی تفاوت دارند هر بوته تنها یک نوع گل دارد گرده تنها می تواند از یک نوع گل به نوع دیگر منتقل شود و بدین طریق گیاه در مقابل خود بارور سازی محافظت می شود.

 

کاکتوس:


img/daneshnameh_up/0/05/Kaktoos.jpg

کاکتوس در ابتدا تنها در شمال و جنوب و نواحی مرکزی امریکا رشد می کرد اما امروزه در بسیاری از مناطق گرم و خشک جهان توسط مردم پراکنده شده کاکتوس طی طوفانهای ناگهانی آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماه های خشکسالی به مصرف می رساند بیشتر کاکتوسها ریشه های عمیقی داشته و ساقه شبکه مانندی دارند که بعنوان منبع ذخیره آب عمل می کنند ساقه کاکتوس توسط تیغ هایی محافظت می شود کاکتوسها برگهای خیلی کوچکی داشته و یا اصلا برگ ندارند.

نیلوفر:


img/daneshnameh_up/5/50/Niloofar.jpg

این گیاه آبی خوشبو از ریشه رشد می کند ریشه این گیاه درون گل کف آبگیرها و دریاچه ها می خزد و رشد می کنداین گیاه هر ساله برگهایی تخت شناوری را درمیآورد که روی آنها گلهای سفید بزرگ که عمدتا" توسط سوسکهای کوچک گرده افشانی میشود قرار دارد. این گیاه همچنین محل زیست کوچکی برای حیوانات آبی فراهم می کند حلزونها غالبا" تخمهای خود را به زیر برگهای این گیاه می چسبانند و ماهیها از برگهای این گیاه جهت پوششی که مانع شود آنها از بالا دیده شوند استفاده می کنند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:32  توسط محسن علی اصغری  | 

محیط زیست

  • دید کلی

    هر یک از شاخه‌های علوم برای خود موضوع خاصی دارند و اساس دلیل تمایز شاخه‌های مختلف تفاوت در موضوعات مورد بحث آنهاست. بر این اساس مجموعه دانسته‌های انسان درباره موجود زنده و اختصاصات آنها در چهارچوب دانش زیست شناسی جمع بندی می‌گردند. اما به دلیل وسعت موضوع شاخه‌های فرعی زیست شناسی انتظام یافته و هر یک از شاخه‌ها ، موجودات زنده را در اشلهای مختلف بررسی و تحقیق می‌نماید. اکولوژی را با عبارات زیر می‌توان تعریف کرد: مطالعه روابط متقابل بین موجودات زنده و محیط ، مطالعه ساختمان و کیفیت وقوع پدیده‌های زیستی در طبیعت ، مطالعه ساختمان و نحوه عملکرد طبیعت و مطالعه ساختمان و فیزیولوژی طبیعت.

    مباحثی که در اکولوژی مطرح می‌شود به صورت زیر است. تولید و تجزیه اکوسیستمها ، جریان ماده و انرژی در اکوسیستمها ، چرخه‌های بیوژئوشیمیایی ، هرمهای اکولوژیک و زنجیره‌های غذایی، انواع زیستگاهها ، آلودگیهای زیست محیطی .... اکولوژی از بین دانشهای بشر تنها رشته‌ای که به عواقب علم و تکنولوژی می‌اندیشد و نگران افزایش علم و دخالت انسان در محیط است. جمعی اکولوژی را "علم ضد علم" نامیده‌اند چون سعی دارد نقش ترمز را روی ماشین علم و قدرت انسان بازی کند.

    تقسیمات اکولوژی

    اکولوژی را بر مبنای شرایط مطالعه به دو بخش می‌توان تقسیم کرد.

    اتواکولوژی (Autoecology)

    از دید مکتب فرانسوی اگر یک موجود زنده به تنهایی در ارتباط با محیط مطالعه شود و هیچگونه رابطه‌ای با موجودات زنده دیگر در محیط نداشته باشد این نوع مطالعه اتواکولوژی است. مثلا گیاهان در مناطق نزدیک قطب یا در بیابانها در فواصل بسیار دور از همدیگر رشد و زندگی می‌کنند و عملا هیچگونه ارتباط زیستی اعم از حمایت یا رقابت با همدیگر ندارند، مطالعه در چنین محیطهایی داخل بحث اتواکولوژی قرار دارد. در مکتب آمریکایی اگر موجود زنده‌ای به حالت منفرد و یا عده‌ای از افراد متعلق به یک گونه واحد در رابطه با محیط بررسی شوند این مطالعه اتواکولوژی است.

    سین اکولوژی (Synecology)

    وقتی موجود زنده در کنار موجودات زنده دیگر اعم از اینکه به گونه واحد یا گونه‌های متعددی متعلق باشند، زندگی کند، مطالعه اکولوژی چنین موجودی در محدوده بحثهای سین اکولوژی می‌باشد. یا به عبارت دیگر اگر موجود یا موجودات زنده در جمع سایر موجودات زنده مورد بررسی قرار گیرد. مطالعه از نوع سین اکولوژی است. مثلا مطالعه یک درخت بلوط یا درختان بلوط در یک جنگل و در جمع سایر گیاهان و جانوران.



    عکس پیدا نشد

    تفاوت اکولوژی و فیزیولوژی گیاهی

    تفاوت اساسی اکولوژی و فیزیولوژی گیاهی این است که دانش فیزیولوژی اثرات فرد فرد عوامل محیط را در شرایط آزمایشگاهی بر روی پدیده‌های حیاتی بررسی می‌کند. به این معنی که کلیه عوامل محیط را مصنوعا و در یک حد ثابت در آزمایشگاه ایجاد می‌نماید و آنگاه اثرات نوسان یک عامل را بر روی پدیده‌های زیستی مطالعه می‌کند. ولی دانش اکولوژی اثرات عوامل محیط را در شرایط طبیعی در روی موجودات زنده بررسی می‌نماید.

    فرق اساسی شرایط آزمایشگاهی و طبیعت در این نکته است که وقتی یکی از عوامل محیط در طبیعت تغییر می‌کند، عده ای از عوامل و شرایط دیگر محیط به تبعیت از همان عامل نوسان می‌کنند. به همین لحاظ دشواری بسیار مهم مطالعات اکولوژی پیچیدگی شرایط مطالعه است. به علاوه اکولوژی به اثرات موجودات زنده در روی محیط نیز عمیقا توجه دارد.

    مباحث مورد بحث در اکولوژی عمومی

    اکوسیستم

    کلیه موجودات زنده یک ناحیه مفروض را که با محیط فیزیکی خود در کنش متقابل هستند. بطوریکه جریان انرژی در آن موجب پیدایش ساختمان مشخص تغذیه‌ای ، تنوع زیستی و گردش مواد گردد و چرخه دقیقا یا تقریبا بسته برای انتقال مواد بین محیط و موجودات زنده برقرار گردد که تثبیت و انتقال انرژی خورشید را ممکن سازد، اکوسیستم نامیده می‌شود. مباحثی که در داخل اکوسیستم بحث می‌شود شامل این موارد است. اجزای اکوسیستم ، فاکتورهای محیطی و شیمیایی در اکوسیستم ، تولید و تجزیه در اکوسیستم ، جریان ماده و انرژی در داخل اکوسیستم ، تولیدات غذایی در اکوسیستم ، زنجیره‌های غذایی و شبکه غذایی و هرمهای اکولوژیکی.

    اصول کلی در مورد مطالعه محیط

    یکی از این اصول میدان اکولوژی یا نیش اکولوژی می‌باشد. منظور از میدان اکولوژی یک موجود زنده مجموعه‌ای از شرایط محیط است که موجود زنده در طبیعت تحت آنها زندگی می‌کند. در این محدوده باید دامنه نوسان محیط و اثرات آنرا در روی پدیده‌های حیاتی بررسی و مشخص کنیم. از اصول دیگر می‌توان به عوامل محدود کننده اشاره کرد. در این مورد دو قانون مینیمم و تحمل بحث می‌شود.

    قانون مینیمم می‌گوید که عنصر غذایی که کمترین مقدار را در محیط زندگی جاندار حائز است میزان رشد و نمو آن را تعیین می‌کند. قانون مینیمم در طبیعت حکومت می‌کند. قانون تحمل می‌گوید که وفور و یا شدت عوامل اکولوژیکی می‌توانند مرزها و امکانات رشد و زندگی جانداران را محدود و معین سازند. در این مقوله تطابق موجودات زنده با عوامل محدود کننده ، شرایط مناسب یا Optimal در ارتباط با عوامل محدود کننده بحث می‌شود.

    جمعیت

    مفهوم و معنای کلمه جمعیت برای اذهان همه مردم آشناست. وقتی می‌گوییم جمعیت ایران ، منظور همه ایرانیانی است که در یک زمان معین در کشور ایران زندگی کرده یا می‌کنند. از نظر اکولوژی نیز تعریف جمعیت اساسا بر این مبنا است. جمعیت مجموعه افراد متعلق به یک گونه است که در یک فضای معین و در یک زمان مشخص زندگی می‌کنند. زندگی موجودات در حالت انفرادی و اجتماعی عمیقا باهم تفاوت است. بررسی جوامع زنده بخش مهمی از دانش اکولوژی را تحت عنوان سین اکولوژی تشکیل می‌دهد.

    آلودگیهای محیط زیست

    ورود هر نوع ماده خارجی به آب ، هوا و خاک به میزانی که کیفیت فیزیکی ، شیمیایی یا بیولوژیکی اجزای محیط را تغییر داده و به حال موجودات زنده مضر باشد، آلودگی نام دارد. مباحثی مرتبط که در اکولوژی مطرح می‌شود شامل مواد آلاینده طبیعی ، مواد آلاینده مصنوعی ، تقسیم بندی آلودگیها ، اثرات مواد آلاینده و آلودگی توسط مواد رادیواکتیو می‌باشد.



    عکس پیدا نشد

    زیستگاهها

    زیستگاهها به مکانهایی اطلاق می‌شود که موجود زنده گیاهی و جانوری در آنجا زندگی می‌کنند. فاکتورهای زیادی تعیین کننده نوع زیستگاه موجودات زنده است. زیستگاهها 4 نوع هستند: زیستگاههای خشکی ، زیستگاههای آبی ، زیستگاههای هوایی و زیستگاههای زیرزمینی. که مطالعه این محیطها و موجودات در آنها در محدوده علم اکولوژی قرار دارد.

    ارتباط اکولوژی با سایر علوم

    اکولوژی با رشته‌های فیزیولوژی گیاهی ، گیاه شناسی ، جانور شناسی ، ژنتیک و میکروبیولوژی در ارتباط است.

    مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:25  توسط محسن علی اصغری  | 

گیاه شناسی

 




 

دیدکلی

گیاه شناسی شاخه‌ای از زیست شناسی است که با گیاهان سروکار دارد. که چند نوع گیاه وجود دارند؟ چگونه زندگی و رشد می‌کنند. چه طور نسبت به محیط اطراف خود واکنش نشان می‌دهند نسبت به چه امراضی حساس هستند و مهمتر از همه آنکه به چه نحوی گیاهان در زندگی روزمره ما تاثیر می‌گذارند. مطالعه بیشتر دید روشن‌تری نسبت به وابستگی انسان به گیاهان و تاثیر زیادی که آنها در منشا و پیشرفت تمدن داشته‌اند به دست می‌دهد. و به مطالعه علمی گیاهان می‌پردازد. بطور قراردادی ، گیاه شناسان به بررسی کلیه موجودات زنده‌ای که عموما جزء گونه‌های حیوانات محسوب نمی‌شوند می‌پردازند، یعنی موجودات زنده‌ای ‌که ثابت بوده یـا به پایه‌ای متصلند، هدف بررسی گیاه شناسان هستند.

بنابراین پیشرفتهای حاصل در دانش اقسام گوناگون حیات موجب ایجاد حوزه‌های دیگر مطالعات تخصصی ، جدا از گیاه شناسی برای این موجودات "شبیه گیاه" شده است. امروزه رشته‌ای به نام
قارچ شناسی به مطالعه قارچها ، میکروبیولوژی به بررسی ویروسها و باکتریها و رشته جلبک شناسی به بررسی جلبکهـــــا می‌پردازد. امروزه موجودات زنده جزء این سه گروه (بیشتر قارچها ، جلبکها و میکروبها) دیگر در قلمرو گیاهان ، مورد بررسی قرار نمی‌گیرند اما هنوز هم توجه گیاهان شناسان به آنها معطوف می‌باشد.

img/daneshnameh_up/0/02/180px_US_long_grain_rice.jpg

تاریخچـــــــه

در بین کارهای آغازین مربوط به گیاه شناسی که تقریبا 300 سال قبل بعد از میلاد نوشته شده دو رساله بزرگ توسط تئوفراستوس (فیلسوف یونانی) دیده می‌شود: درباره تاریخچه گیاهان (Historia Plantarum) و درباره اهداف گیاهان. این دو کتاب روی هم بیشترین تاثیر را در دوران باستان و قرون وسطی در علم گیاه شناسی داشته‌اند. Dioscorides نویسنده رومی شواهد مهمی مبنی بر دانش یونانیان و رومیان درباره گیاهان دارویی ارائه می‌دهد.

Robert Hooke در سال 1665 با استفاده از یک میکروسکوپ ابتدایی ،
سلول را در چوب پنبه و اندک زمانی بعد در بافت گیاه زنده کشف کرد. او با نگاه به یک برش باریکی از چوب پنبه نوشت : من توانستم تعداد بسیار زیادی منفذ و سوراخ در آن مشاهده کنم که بیشتر شبیه کندوی عسل هستند. این روزنه‌ها یا سلولها عمق زیادی نداشتند اما تعداد بسیار زیادی جعبه کوچک محسوب می‌شوند. (Leonhart Fuchs) نویسنده آلمانی ، (Conrad Gessner) نویسنده سوئیسی و (Nicholas Culpeper) و (John Gerard) نویسند‌گان انگلیسی یک کتاب گیاهی منتشر کردند که اطلاعاتی را درباره گیاهان داروئی ارائه می‌کرد.

انواع مختلف گیاهان

یک گردش کوتاه در داخل جنگلها یا مزارع هنگام تابستان یا پاییز ، اختلافات وسیعی را از نظر شکل و ساختمان در گیاهان آشکار می‌سازد. بعضی ، درختانی مرتفع هستند، عده‌ای علفهایی کوتاه می‌باشند. بعضی گلهای زیبا دارند و بذر تولید می‌کنند. حال آنکه عده‌ای ، نظیر سرخسها به هیچ وجه تولید گل نمی‌کنند. اما بوسیله ساختمانهایی بسیار کوچک به نام اسپور تکثیر می‌شوند. بعضی روی زمین و بعضی در آب زندگی می‌کنند این اختلافات وسیع باعث شده که گیاه شناسان گیاهان را در گروههای مختلفی تقسیم کنند. و بر اساس شباهتها و یا روابط بنیانی تمام گیاهان به چند گروه بزرگ تقسیم می‌شوند.

  1. ساده‌ترین این گیاهان ، باکتریها هستند که اکثرا تک سلولی می‌باشند. عده‌ای از این باکتریها موجب امراض سخت در انسان و حیوان و گیاه می‌شوند ولی بسیار دیگر برای انسان مفید می‌باشند.

  2. قارچها مانند باکتریها تماما فاقد رنگیزه‌های کلروفیل سبز که لازمه زندگی مستقل هستند می‌باشند و از این رو باید غذای خود را از موجودات دیگر بدست می‌آورند برخی قارچها سبب امراض انسانی و حیوانی می‌شوند و بسیاری نیز برای انسان مفید هستند.

  3. جلبکها به صورت غوطه‌ور در آب یا در شرایط مرطوب می‌رویند و محتوی رنگیزه‌های نوری مانند کلروفیل سبز می‌باشند و از این رو گیاهان مستقلی هستند برخی تک سلولی و برخی به صورت کلنی می‌باشند. و پایه غذایی تمام جانوران آبزی می‌باشند از این رو از اهمیت اقتصادی برخوردارند.

  4. خزه‌ها و پنجه گرگیان ، گروهی از گیاهان را تشکیل می‌دهند. که در محلهای مرطوب سراسر جهان می‌رویند و فاقد ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند.

  5. سرخسهای معمولی و دم اسبیان با داشتن تنه‌های گیاهی کاملا متمایز از جلبکها و قارچها و پنجه گرگیان و خزه تفاوت دارند و دارای ریشه ، ساقه و برگهای حقیقی هستند‌. و سیستم آوندی کاملا مشخص دارند. ولی به دلیل عدم تولید گل ، میوه یا بذر از گیاهان عالی متمایزند.

  6. توسعه یافته‌ترین گیاهان با بزرگترین تغییرات ، گیاهان بذردار می‌باشند. آنها دارای ریشه‌ها ، ساقه‌ها و برگهای حقیقی و یک سیستم آوندی کاملا توسعه یافته می‌باشند هر چند مهمترین صفت ویژه در مورد آنها این امر است که بذر تولید می‌کنند. اکثر گیاهان زراعی ، درختان ، درختچه‌ها و گیاهان گلدار به این گروه تعلق دارند. گیاهان بذردار به دو گروه اصلی یعنی بازدانگان و نهاندانگان تقسیم می‌گردند. بازدانگان بوسیله تولید بذر بدون پوشش مشخص می‌شوند یعنی بذرها در میوه محصور نمی‌شوند.

    نهاندانگان ، دارای گلهای کاملا توسعه یافته هستند و بذرهای خود را در یک ساختمان محصور شده که میوه نامیده می‌شود تولید می‌کنند. اعضای این گروه بسیار فراوان و تمام
    گیاهان گلدار معروف را دربرمی‌گیرند نهاندانگان به دو گروه مناسب کوچکتر تقسیم می‌شوند: تک‌‌لپه‌ایها و دولپه‌ایها.

نامگذاری علمی گیاهان
در گذشته نامگذاری گیاهان با روش صحیحی صورت نمی گرفت بلکه هر گیاه شناس روش خاصی را دنبال می نمود و بعضی از آنها برای نامگذاری گیاهان از نامهای محلی استفاده می نمودند . بکار بردن اصطلاحات و واژه های گیاهی در قرن هفدهم میلادی و بوسیله تورن فورت (Tournefort) دانشمند فرانسوی پایه گذاری شده و 698 جنس از گیاهان را نام گذاری کرد و خلاصه مشخصات هر یک از آنها را به زبان لاتین ذکر نمود.
لینه (Carlos linnaeas) گیاه شناس سوئدی که پدر گیاه شناسی لقب گرفته است هر چند کم و بیش روش تورن فورت را دنبال نمود ولی بسیاری از نامهای گیاهان را که بر پایه علمی و گل و میوه استوار نشده بود کنار گذاشت و در ذکر مشخصات هر گیاه، از بکار بردن افعال صرف نظر نمود که هنوز متداول می باشد.
لینه نیز روش خاصی برای نامگذاری علمی گیاهان بکار برد که بزودی بین گیاه شناسان متداول گردید. و جنبه علمی و بین المللی پیدا نمود. وی با بکار بردن اصطلاحی که معمولاً از دو کلمه لاتین و یا یونانی تشکیل میشود و یکی از آنها جنس و کلمه دیگر گونه آن گیاه می باشد، توانسته است گیاه شناسان را از بکار بردن نامهای متعدد محلی و یا جملات طولانی که برای نامیدن گیاهان بکار می رفته و مشکلاتی که برای شناساندن گیاهان در پیش بوده است رهایی بخشد و آنان را ترغیب نماید تا به تبعیت از وی به نامگذاری علمی گیاهان عالم بپردازند.
به این ترتیب نام علمی یک گیاه از دو کلمه جنس و گونه آن تشکیل می شود و نخستین حرف کلمه ای که معرف جنس می باشد با حروف درشت آغاز می گردد ولی نخستین حرف گونه معمولاً کوچک است مگر در موارد استثنائی که آن گونه منسوب به شخصی و یا محلی بوده و یا دارای خصوصیات و مشخصات بارزی باشد و در اینصورت با حرف درشت آغار می گردد.
گیاه شناسی که برای اولین بار گونه ای را مشخص می‌سازد.نام مناسبی برای آن گیاه انتخاب می کند و آن گیاه را بدان نام گذاری می کند سپس مخفف اسم خود را به آخر آن می افزاید مانند ممرز.Carpinus betulus L که کلمه اول آن جنس و کلمه دوم آن گونه گیاه می باشد و حرف L. مخفف اسم لینه است که این درخت را نام گذاری نموده است.
مشخصات هر گیاه که به این ترتیب نام گذاری می شود بزبان لاتین در یکی از مجلات علمی منتشر می شود و سند علمی این نامگذاری می باشد. به علت پیشرفته نبودن وسایل ارتباط جمعی در گذشته نسبت به زمان حال و عدم وجود ارتباطات علمی مناسب دانشمندان با یکدیگر چه بسا اتفاق می افتاد که یک گیاه در نقاط مختلف ، در یک زمان و یا در سالهای مختلف مورد مطالعه چند گیاه شناس قرار گرفته و در نتیجه به اسامی مختلف نام گذاری میشد، از این رو بسیاری از گیاهان سطح زمین دارای نامهای مترادف متعددی شده اند. چنانچه دو درخت یکی بنام درخت نوئل Picea abies L.Karst (L.) و دیگری بنام درخت نراد. Abies pectinata DC. که از درختان جنگلی قاره اروپاست هر یک دارای بیش از بیست نام مترادف است و درخت اوجا Carpinifolia Gled Ulmus دارای نه نام مترادف و درخت ملج Glabra Huds Ulmus دارای پنج نام مترادف است.
گاهی هم استثنائاً اتفاق می افتد که دو گیاه مختلف دارای یک نام علمی مشترک باشد و در اینصورت این دو هم نام می گردند چنانچه Ulmus glabra نام علمی مشترکی است که بوسیله Miller و Hudson تصادفاً به دو درخت ملج و اوجا گذارده شده است البته نام های مترادف و هم نام در بسیاری از موارد ممکن است اشکال ایجاد نکند ولی در بعضی موارد مثل نمونه درخت نرادر درخت نوئل باعث در دسر می شود.
در بین جنسهای مختلف گیاهان نیز گاهی هم نامی بنظر می رسد مثلاً نام عملی جنس بادام Amygdalus L. میباشد که از تیره Rosaceae محسوب میشود و بوسیله لینه نام گذاری شده است در صورتیکه هم نام آن را Amygdalus O. Kuntze به جنسی از نباتات تیره Stcreuliaceae نام گذارده است.
البته در نام گذاری ها گاهی نظریات شخصی و یا تعصبات منطقه ای نیز توسط بعضی دخالت داده میشود. از این رو انتخاب و استعمال یکی از نامهای مترادف از ابتدای قرن بیستم توجه دانشمندان گیاه شناس را بخود جلب نموده و برای رفع مشکلات موجود کنگره ای بنام کنگره بین المللی گیاه شناسی تاسیس نموده اند. اولین کنگره مزبور در سال 1905 میلادی در وین تشکیل گردید و مقرر شد هر پنج سال یک بار اگر شرایط کلی اقتضاء کند در یکی از کشورهای جهان تشکیل شود.
بطور کلی تصمیمات این کنگره مبتنی بر رعایت حق تقدم می باشد یعنی در بین نام های مترادف یک گیاه حق تقدم با نامی خواهد بودکه پیش از سایر نامهای مترادف بر آن گیاه گذارده شده است و در یکی از کتب و مجلات علمی و رسمی گیاه شناسی به چاپ رسیده باشد و در اینصورت آن نام بر سایر اسامی مترادف اولویت خواهد داشت

نام علمی:VETIVERIA ZIZANOIDES

نام لاتین:VETIVER GRASS

این گیاه چند ساله است و از خانواده گندمیان میباشد.به نوعی میتوان این گیاه

را بهترین گیاه برای تثبیت شیب ها معرفی کرد.ریشه های عمودی این گیاه 0.5

تا 1.5 متر طول دارد.برگ های سوزنی این گیاه نسبتا مستقیم ،طویل و سفت

هستند.طول این برگ ها تا 75 سانتیمتر و پهنای آن کمتر از 8 میلیمتر است.

مطالعات گیاهشناسی در در دانشگاه بانگالر(Bangalore) نشان داده است که با

وجودی که این گیاه شباهت های آناتومیکی  با دیگر گیاهان خانواده گندمیان دارد،از

نظر مورفولوژیکی از دیگر گیاهان این خانواده متمایز است.زیرا این گیاه دارای

گره های برجسته ای است که توسط برگ های افراشته پوشیده شده است.ریشه

 های این گیاه از جنس فیبر هستند.از نظر آناتومیکی،این گیاه هیدروفیت(آبدوست)

است.ولی به لحاظ سیستم ریشه ای گسترده و کارکرد گیاه ، در گروه زروفیت ها

(خشکی پسند ها) طبقه بندی میگردد.

از نظر مدیریتی ، تراکم بسیار زیاد این گیاه،داشتن ریشه های عمیق و قابل نفوذ و

راست و ساختار ساقه و برگ این گیاه مهمترین امتیازات این گیاه به شمار میروند.

تحقیقات نشان داده که این گیاه  در هر جایی رشد میکند و رویش  آن محدود به

 منطقه خاصی نیست.وقتی که این گیاه به فواصل 10سانتیمتری از هم

 و بر روی شیب کاشته شود خصوصیات بیولوژیکی این گیاه ، سد بسیار مناسبی

برای جلوگیری از رواناب زیاد به وجود میاورد و درپخش نیروهای هیدرولیکی بسیار

موثر  است.از دیگر خصوصیات این گیاه میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

این گراس از نوعC4 است.درمقابل خشکسالی بسیار مقاوم میباشد.در خاک های

کمتر از PH 3 وبیشتر از PH11 رشد میکند.در خاک های بسیار سمی که  منیزیم و

آلومینیوم و دیگر عناصر فلزی موجود در آن فراوان است ،مقاومت نشان میدهد.

در خاک های لاتوسل(Latosol) قرمز،ورتیسل های شکسته سیاه ،سنگلاخ های

کنار جاده،لاتریت ها ،خاک های شور(Saline) رویش میکند.تثبیت و عملکرد کامل و

مناسب این گیاه بستگی به نوع خاک ،بارندگی و حاصلخیزی دارد و بین 6 ماه تا 4

سال  طول میکشد.این گیاه از طریق تقسیم ریشه تکثیر میگردد و در ردیف های با

 فاصله 10 تا 15 سانتیمتری کاشته میشود.

Vetiver grass در مقابل آتش بسیار مقاوم است. تخقیقات نشان داده است که این

گیاه رواناب را تا57% و فرسایش خاک راتا80% کاهش میدهد.این گیاه در کشور

های مالزی،هند،جنوب آفریقاو برزیل به طور گسترده ای برای تثبیت کنار جاده ها

استفاده میگردد.و در بنگلادش بر ای کنترل سیل،کناره رودخانه و کانال ها

استفاده میگردد.این گیاه به دلیل قدرت زیاد ،ظرفیت جذب آب فراوان و پخش انرژی

هیدرولیکی میتواند ماهها به صورت کاملا غرقاب در آب زنده بماند.به همین دلیل در

کانالهای آبیاری و پروژ ههای کنترل سیلاب بسیار استفاده میگردد.

همچنین از روغن این گیاه نیز به طور تجاری استفاده میگردد.

vetiver grass        ریشه vetiver grassریشه13 فوتی vetiver graas vetiver grass

منبع: Vegetation and slopes

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:23  توسط محسن علی اصغری  | 

 مراتع علاوه بر نقشي که در تولید و تامین علوفه دارند دارای ارزشهای دیگری هم هستند.  محاسبات و ارزیابی های بین المللی  نشان داده است که ارزش یک هکتار مرتع در سال معادل ۲۳۲ دلار است که 25 درصد این مقدار مربوط به تامین علوفه و 75 درصد آن مربوط به ارزش های زیست محیطی است. به بیان دیگر مراتع ايران علاوه بر تولید 10.7 میلیون تن علوفه؛ تقریبا چهار برابر همین مقدار ارزشهای غیر مستقیمی دارند که معمولا در محاسبات اقتصادی نادیده گرفته می شود. نقش ديگر مراتع را بايد در جلوگيري از بروز پديده سيلاب دانست.

 برای روشن شدن مطلب چنانچه گردش‌ آب‌ در یک منطقه‌ نيمه‌ مرطوب‌ با پوشش‌ گياهي‌ بوته‌اي‌ را در نظر بگیریم، نزولات‌ آسماني‌ در اين‌مناطق‌ قبل‌ از تماس‌ مستقيم‌ با سطح‌ خاك‌، با شاخ‌ و برگ‌ پوشش‌ گياهي‌ برخورد نموده‌ و قسمت‌اعظم‌ انرژي‌ جنبشي‌ خود را كه‌ عامل‌ اصلي‌ تخريب‌ ذرات‌ خاك‌ مي‌باشد از دست‌ مي‌دهد، درنتيجه‌ نه‌ تنها بارندگي هاي‌ ملايم‌ و كم‌ دوم‌ بلكه‌ بارندگي‌هاي‌ شديد طولاني‌ نيز آن‌ اثر تخريبي‌مناطق‌ بدون‌ پوشش‌ گياهي‌ را ندارند. در اينگونه‌ مناطق‌ قسمتي‌ از نزولات‌ توسط‌ شاخ‌ و برگ‌پوشش‌ گياهي‌ كم‌ و بيش‌ متراكم‌، نگهداشته‌ شده‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سطح‌ خاك‌ به‌ حالت‌ بخار به‌هوا بر مي‌گردد. حدود 20 تا 25 درصد نزولات،‌ بسته‌ به‌ تراكم‌ پوشش‌ گياهي‌ و خصوصيات‌فيزيكي‌ خاك در سطح‌ زمين‌ جاري‌ شده‌ و بصورت‌ رواناب‌ از محيط‌ خارج‌ مي‌گردد و بقيه‌ هم‌ درخاك‌ نفوذ مي‌كند[1] .

حال چنانچه منطقهدارای پوشش‌ گياهي‌ فقير باشد، تراكم‌ پوشش‌ گياهي‌ در اين‌ مناطق‌بخصوص‌ در فصل‌ زمستان‌ بسيار كم‌ است. كمبود هوموس‌ (كودهاي‌ گياهي‌) موجب‌ ناپايداري‌خاك‌ گرديده‌ و در نتيجه‌ باعث‌ فشردگي‌ و كاهش‌ درجه‌ نفوذپذيري‌ خاك‌ مي‌گردد. نزولات‌آسماني‌ با هر شدت‌ و حالتي‌ كه‌ باشد تماماً و يا قسمت‌ اعظم‌ آن‌ به‌ سطح‌ خاك‌ مي‌رسد. دربسياري‌ از مناطق‌ پس‌ از برخورد اولين‌ قطرات‌ باران‌ به‌ خاك‌ نرم‌ آن‌ مناطق،‌ لايه‌ نفوذناپذيري‌ درسطح‌ خاك‌ بوجود مي‌آيد و در نتيجه‌ قسمت‌ اعظم‌ نزولات‌ در سطح‌ خاك‌ جاري‌ شده‌ و بصورت‌سيلاب از محيط‌ خارج‌ مي‌گردد.

در حال حاضر میزان علوفه توليدي مراتع ايران تامين كننده غذاي 37 ميليون واحد دامي در مدت 7 ماه از سال مي باشد در حاليكه از 124 ميليون واحد دامي كشور، حداقل 83 ميليون واحد دامي صرفاً از مراتع استفاده مي نمايند و اين كار يعني نابودي مراتع.   

ميزان علوفه توليدي سالانه در مراتع كشور حدود 10.7 ميليون تن علوفه خشك یا 5.8 میلیون تن T.D.N  [1]برآورد می شود. چنانچه میزان علوفه مورد نیاز یک واحد دامی در سال 276.5 کیلو گرم  T.D.N  و هر کیلو گرم علوفه مرتعی معادل T.D.N 0.55 در نظر گرفته شود. این میزان علوفه مي تواند تامين كننده غذاي 37 ميليون واحد دامي در مدت 7 ماه از سال باشد. در حاليكه بر اساس آمارهاي موجود در حال حاضر 124 میلیون واحد دامي در كشور موجود بوده[2] و حداقل 83 ميليون واحد دامي از كل دامهاي كشور صرفاً از مراتع استفاده مي نمايند و اين امر يعني چراي بيش از دو برابر ظرفيت مجاز،  سبب تداوم سير تخريب مراتع كشور شده و از طرفي افزايش مرگ و مير دامي به علت سوء تغذیه و كاهش توليدات آنها نتيجه ديگر اين امر است. مطالعاتي كه در مناطق مختلف صورت گرفته همه جا يك نتيجه داشته است و آن فشار زياد روي مراتع است و تعداد دام موجود اصلاً با ظرفيت مراتع سازگاري ندارد.

متاسفانه در مقابل افزايش تعداد دام جثه آن كوچك مي شود يعني هر چه بر تعداد دام اضافه مي شود وزن آنها كاهش مي يابد تا آنجا كه آمار و ارقام نشان مي دهد تا چندين سال پيش دامي كه به كشتار مي رسيد اگر لاشه اش حدود 40 كيلو وزن داشت اکنون به کمتر از 20 كيلو می رسد[3]. مسلماً دامي كه جهت دسترسي به علوفه در مراتع بايستي مدام به دور خود بچرخد و يا مسافتي طولاني راه برود و يا با نان خشك و كپك زده تغذيه شود وضعي بهتر از اين نخواهد داشت

به اين ترتيب علاوه بر جثه نحيف و لاغر ؛ افزايش درصد تلفات بره زائي را هم به دنبال خواهد داشت. از طرفي در اين رفت و آمدهاي مكرر دام در مراتع مناطق خشك، خاك سطحي زمين بوسيلة‌ سم دام نرم و به صورت پودر در مي آيد كه با كوچكترين نسيمي گرد و خاك به حركت در آمده و باعث آلودگي هوا بویژه در مناطق بیابانی شده و در صورت وزيدن بادهاي شديدتر طوفانهاي گردو خاك و شن و ماسه آرامش را از مردم سلب  كرده و باعث خسارات زيادي از جمله پر كردن كانالهاي آبياري و مزارع و ابنيه و جاده ها مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 5:8  توسط محسن علی اصغری  |